در جستجوي زمان از دست رفته - مارسل پروست

 Dar Jostejopye

عنوان کتاب :

در جستجوي زمان از دست رفته (مجموعه 7 جلدي)

معرفی کتاب

شرح کتاب: عنوان رمانی نوشتهٔ مارسل پروست نویسندهٔ فرانسوی است. این رمان در ۷ جلد نوشته شده و هرکدام نامی مستقل دارد.

پروست این رمان عظیم را بین سال‌های ۱۲۸۷-۱۲۸۸(۱۹۰۸-۱۹۰۹ میلادی) تا ۱۳۰۱(۱۹۲۲ میلادی) نوشته، و بین سال‌های ۱۲۹۲(۱۹۱۳میلادی) تا ۱۳۰۶(۱۹۲۷میلادی) منتشر کرده‌است (سه جلدِ آخرِ کتاب پس از مرگ وی چاپ شد). این رمان چندان به تشریحِ کلاسیکِ یک «داستان» نمی‌پردازد، بلکه از ورایِ داستانِ اصلی (پروست در جایی می‌گوید :

نویسنده :

مارسل پروست

مترجم :

مهدي سحابي

ناشر :

مرکز

چاپ اول :

 

موضوع :

رمان فلسفی، اجتماعی

 

 

درباره کتاب:

عنوان رمانی نوشتهٔ مارسل پروست نویسندهٔ فرانسوی است. این رمان در ۷ جلد نوشته شده که هرکدام نامی مستقل دارند.

 

پروست این رمان عظیم را بین سال‌های ۱۲۸۷-۱۲۸۸(۱۹۰۸-۱۹۰۹ میلادی) تا ۱۳۰۱(۱۹۲۲ میلادی) نوشته، و بین سال‌های ۱۲۹۲(۱۹۱۳میلادی) تا ۱۳۰۶(۱۹۲۷میلادی) منتشر کرده‌است (سه جلدِ آخرِ کتاب پس از مرگ وی چاپ شد). این رمان چندان به تشریحِ کلاسیکِ یک «داستان» نمی‌پردازد، بلکه از ورایِ داستانِ اصلی (پروست در جایی می‌گوید : «متأسفانه کتابم را با ضمیرِ "من" شروع کردم و فوراً همه فکر کردند، که به جای جستجویِ قوانینِ کلی، من در حالِ تجزیه و تحلیلِ خود، به معنایِ انزجارآمیزِ کلمه، بودم») یک تحلیلِ عمیقِ ادبی، هنری، فلسفی و اجتماعی از جامعۀ فرانسه در اواخرِ قرنِ ۱۹ و اوایلِ قرنِ بیستِ میلادی (آنچه در تاریخِ فرانسه جمهوری سوم نامیده می‌شود) به دست می‌دهد. همچنین نحوۀ استفادۀ مارسل پروست از زبانِ فرانسه و جمله سازی او که شکلی بدیع و نو در ادبیات فرانسه بود آن را به کلی از سایر آثارِ ادبی هم زمانش متمایز می‌کند. این کتاب را مهدی سحابی با عنوان در جستجوی زمان از دست رفته به فارسی ترجمه  و نشر مرکز آن را منتشر کرده‌است.

 

بخشی از کتاب

 

بعدها دانستم مادر بزرگم اول خواسته بود برایم اشعار موسه، کتابی از روسو و ایندیانا را بخرد؛ چون گرچه کتاب های سبک را به همان اندازه زیان آور می دانست که آب نبات و شیرینی را، فکر نمی کرد که نفس سنگین نوابغ بتواند بر ذهن کودک اثری خطرناک تر و ضعف آورتر از آنی بگذارد که هوای آزاد و باد دریا برای تن او دارد.

کتاب اول. ص 105

 

اما حقیقت این است که در درون آن حالت بیماری گونه، از چنین شفایی به اندازه خود مرگ می ترسید، چه در واقع مرگ همه آن چیزی بود که اکنون او را می ساخت.

کتاب اول. ص 407

 

بچه که بودم، سرنوشت هیچکدام از شخصیت های تاریخ مقدس به نظرم دردناک تر از سرنوشت نوح نمی آمد، به خاطر توفان که او را چهل روز در کشتی اش زندانی کرده بود. بعدها، اغلب بیمار بودم، و روزهای بسیاری من نیز در "کشتی" می ماندم. آنگاه بود که دریافتم نوح نتوانسته بود هیچگاه دنیا را به آن خوبی ببیند که از کشتی دید، هرچند که تنگ و بسته بود و در زمین تاریکی فرورفته.

 

آنگاه نوری، بدون شک نه به تابناکی آنی که نشانم داد که اثر هنری تنها وسیله بازیافتن زمان از دست رفته است، در درونم روشن شد. و فهمیدم همه این مصالح اثر ادبی زندگی گذشته ام است؛ فهمیدم که این همه از طریق خوشی های سطحی، تنبلی، مهربانی، درد و رنج به من رسیده بود و آنها را در خود انبار کرده بودم بی آنکه دیگر کاربرد و ماندگاری شان را حدس بزنم، همچنان که دانه حدس نمی زند که آنچه در خود ذخیره می کند خوراک نهال خواهد شد....

 

کتاب هفتم (زمان بازیافته)

 

تهیه شده در:

پژوهشگاه کلام زنده پژوهشکده کتاب و کتاب خوانی

 

نام پژوهشگر : امیر صفری

 

برای آگاه شدن از دیگر نظرات در باره ی این اثر، ادامه ی مطلب را مطالعه کنید.

همچنین از شما دعوت می شود پس از مطالعه ی این اثر در نقد و بررسی آن مشارکت کنید یا جمله ها و پارگراف هایی که بر شما اثر گذار بوده است را با دیگران سهیم شوید.