قلعه حیوانات-جرج اورول

 Ghale Heyvanat orvel Jeorj

عنوان کتاب :

قلعه حیوانات

معرفی کتاب

مزرعهٔ حیوانات  که در ایران به عنوان قلعۀ حیوانات نیز شناخته شده است، رمانی  آرمان شهری  نوشته جرج اورول انگلیسی است  این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته شد و در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید. قلعۀ حیوانات دربارهٔ گروهی از حیوانات است که در اقدامی آرمان گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای جونز) را از مزرعه اش فراری می‌دهند تا خود ادارهٔ مزرعه را به دست گرفته و «برابری» و «رفاه» را در جامعه  برقرار سازند. رهبری این جنبش را گروهی از خوک‌ها به‌دست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به رهبری خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهره کشی از حیوانات مزرعه می‌پردازند و هرگونه مخالفتی را سرکوب می‌کنند.

 

 

نویسنده :

جرج اورول

مترجم :

امیر امیر شاهی

ناشر :

انتشارات امیرکبیر

چاپ اول :

 

موضوع :

آگاهی- هشیاری- لزوم انتخاب هشیارانه و چک کردن هدف ها در طول مسیر-آزادی و رهایی از قید و بند های خودساخته

 

 

سرفصل ها

شامل ده فصل میباشد

بخشی از کتاب

پس ازپیروزی انقلاب حیوانات، یک قانون اساسی معروف به «هفت فرمان» بر روی دیوار مزرعه نوشته می‌شود که شامل بندهای زیر است:

همه آنها که روی دوپا راه می‌روند دشمن هستند.

همه آنها که چهارپا یا بالدار هستند، دوستند.

هیچ حیوانی حق پوشیدن لباس را ندارد.

هیچ حیوانی حق خوابیدن در تخت را ندارد.

هیچ حیوانی حق نوشیدن الکل را ندارد.

هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را ندارد.

همهٔ حیوانات با هم برابرند.

در اواخر داستان تمام شش فرمان اول از روی دیوار پاک شده و جمله هفتم نیز به صورت زیر تحریف می‌شود: همهٔ حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند.

 

داستان با توصیف شبی شروع می‌شود که خوکی به نام میجر پیر (Old Major) حیوانات را جمع کرده و از ظلمی که انسان بر حیوانات روا داشته برای آنان سخن می‌گوید و حیوانات را به شورش علیه انسان دعوت می‌کند. وی سپس یک سرود قدیمی به نام جانوران انگلستان را به آنان یاد می‌دهد که بعداً به سرودی انقلابی در بین حیوانات مزرعه تبدیل می‌شود. پس از چندی حیوانات در پی شورشی مالک مزرعه به نام آقای جونز را از مزرعه بیرون کرده و خود اداره آن را به دست می‌گیرند. پس از این انقلاب حیوانی، خوکها (که از هوش بالاتری نسبت به سایر حیوانات برخوردارند) نقش رهبری حیوانات مزرعه را به دست می‌گیرند. اما پس از چندی در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام می‌گیرد؛ ناپلئون که یکی از دو خوک پرنفوذ مزرعه است با استفاده از سگ‌های درنده‌ای که مخفیانه تربیت کرده اسنوبال، دیگر خوک پرنفوذ مزرعه را فراری داده و خود به رهبر بلامنازع مزرعه تبدیل می‌شود. پس از آن اسنوبال عامل جونز معرفی شده و تمام اتفاقات بد و خرابکاری‌هایی که در مزرعه صورت می‌گیرد به وی یا عوامل او در داخل مزرعه نسبت داده می‌شود و به فرمان ناپلئون عده زیادی از حیوانات به جرم همکاری با اسنوبال توسط سگ‌ها اعدام می‌شوند. در ادامه داستان خوک‌ها به‌تدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا می‌گذارند. قانون اساسی حیوانات معروف به «هفت فرمان» به تدریج محو و تحریف می‌شود، خواندن سرود جانوران انگلستان قدغن می‌گردد، حیوانات با غذای روزانه کم مجبور به کار زیاد می‌شوند، در حالیکه خوک‌ها فقط فرمانروایی می‌کنند و غذای زیادی می‌خورند و از تمام امکانات رفاهی استفاده می‌کنند و حتی یاد می‌گیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسان‌ها معامله کنند.

از جمله برنامه‌های ناپلئون، ساخت "آسیاب بادی" است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اسنوبال طرح ریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمی خیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اسنوبال، ایده ساخت آن را پی می گیرد اما به دلیل بی کفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی رود. در پایان، ساخته شدن این آسیاب، که با فداکاری ها و زجر و تحمل فراوان حیوانات مزرعه امکان پذیر می شود، نه تنها به بهبود وضعیت زندگی حیوانات منجر نمی شود، که خود به اسبابی برای بهره کشی بیشتر از حیوانات بدل می گردد.

 

پژوهشگاه کلام زنده- پژوهشکده ی  کتاب

 

نام پژوهشگر : احمد پرنیان پور

 

برای آگاه شدن از دیگر نظرات در باره ی این اثر، ادامه ی مطلب را مطالعه کنید.

همچنین از شما دعوت می شود در صورت مطالعه ی این اثر در نقد و بررسی مشارکت کنید یا جمله ها و پارگراف های که برای شما اثر گذار بوده است را با دیگران سهیم شوید.