شاگرد زندگی - امیر منصور شادی

 

 

بر اساس آموزش های هستی شناسی استاد زندگی کسی است که تجربه خود را از زندگی براساس آنچه که می خواهد می آفریند . وقتی ما برای انجام کاری نیاز به فراخوانی قدرت اراده داریم به این معنی است که ما در انجام آن کار آسوده نیستیم و به استادی نرسیده ایم . وقتی کسی در موضوعی به استادی میرسد به مجرایی برای آن موضوع تبدیل میشود و بدون آنکه خودش را در موقعیت کنترل کننده لحظه به لحظه قراردهد تمام تصمیمات ، کنش ها و واکنش هایی که برای پیشبرد آن موضوع مورد نیاز است بصورت خودبخودی و با بیشترین میزان هماهنگی ممکن با آن موضوع رخ میدهد.

کسی که در رانندگی به استادی میرسد عملکردش در کنترل خودرو در زمان تغییر سرعت ناگهانی کاملا طبیعی و خودبخودی است و نیاز به کنترل لحظه به لحظه خویش در مهارت های رانندگی ندارد .

استاد عشق کسی است که عشق از مجرای او عمل میکند و او به ابزاری خودبخودی در خدمت جریان عشق تبدیل شده است . او برای عشق ورزیدن فکر نمیکند ، تحلیل و بررسی نمیکند ، او فقط عشق میورزد چرا که عشق ورزیدن بخشی از وجود او شده و او در خدمت جریان عشق است.

 

برخی از ما در یکسری از عادت ها و واکنش های شخصی خود به استادی رسیده ایم ، بطور مثال برخی از افراد در خشم و عصبانیت به استادی رسیده اند و برای بروز خشم نیاز ندارند که خود و وضعیت پیش آمده را چک کنند. چرا که بلافاصله با یک ضربه و ناراحتی دچار خشم میشوند . اینگونه افراد به مجرایی برای خشم و عصبانیت تبدیل شده اند و نیازی به فراخوانی قدت اراده برای خشمگین شدن ندارند.

 

برای درک بهتر موضوع بهتر است به روندی که در مسیر استادی طی میشود توجه کنیم :
بین مرحله بیگانگی تا رسیدن به استادی در موضوعی یک مرحله میانی هم  وجود دارد . در این مرحله میانی ما شروع میکنیم به آگاهانه زیستن . یعنی تمام حواس و توجه فرد متمرکز میشود بر رفتارها و واکنش هایی که نسبت به موضوع انجام میدهد و نسبت به آنچه که فکر میکند و انجام میدهد آگاه است. در این مرحله باز هم اشتباه میکند ولی بعد از هر اشتباه نسبت به آن آگاه است و در تلاش برای اصلاح اشتباه گذشته و این تلاش برای بهتر شدن و بهتر بازی کردن است.

به این مرحله از رشد ، مرحله شاگردی گفته میشود. در مرحله شاگردی شما موضوع را درخدمت خویش دارید ولی در مرحله استادی این شما هستید که در خدمت موضوع هستید.

در مرحله شاگردی هنرهای رزمی  وقتی تکنیک ها و ضربه ها را می آموزی ، شروع میکنی به یادگیری و تمرین آنها و در هر مرحله از یادگیری ، هر تکنیک و فنی را که بکار میگیری نسبت به آن آگاه هستی و درباره اش فکر میکنی و بعد تصمیم میگیری که آنرا اجرا کنی یا نه.

در رابطه با بازی های زندگی زمانی که شما تعهدات بازی را می پذیری و بعنوان بازیگر بازی  نقش خود را می پذیری یعنی وارد مرحله شاگردی شده ای و اعلام میکنی :

من بعنوان بازیگر بازی متعهد به رعایت قواعد بازی هستم و هر بار در هر موقعیتی که قرار می گیرم نسبت به تعهدات بازی و نقش خود در بازی آگاه و هوشیار هستم.

شاید نقطه ایده ال در زندگی رسیدن به استادی در زندگی باشد ولی درک این نکته بسیار مهم است که بخش عمده ای از مسیر زندگی ما در مرحله میانی یعنی شاگردی زندگی طی میشود و در این مرحله است که ما موفق به کشف قواعد بازی زندگی میشویم.

تمام درس ها و تجربیات ما در زمان شاگردی بدست می آید و  بزرگترین درسی که در مرحله شاگردی زندگی می آموزیم این است که بدانیم زندگی و هر آنچه در آن بدست می آوریم بهایی دارد.

تو چون خالق تجربه خویش از جهان هستی پس برای خلق این تجربیات حاضر به پرداخت بهای آن نیز خواهی بود. هر کسی ممکن است در مرحله شاگردی مرتکب خطا و اشتباه شود ممکن است علی رغم اینکه تعهدات بازی را پذیرفته است آنها را نتواند اجرا کند. آری این بسیار محتمل است ولی مهم این است که آماده پرداخت بهای اشتباهاتمان باشیم و تمام بدهی های خویش را تا انتها بپردازیم

و آگاه باشیم که رسیدن به استادی زندگی صرفا با پرداخت بهای آن ممکن خواهد بود و این تنها راه رسیدن به استادی زندگی است.

شاید درک این مسئله کمی دشوار به نظر برسد و یا شاید هم نخواهیم آنرا بپذیریم که آنچه در زندگی تجربه میکنیم نتیجه مستقیم انتخاب ها و رفتارهای خودمان است . استاد زندگی خود را در مرکز تمام رویدادها و اتفاقات زندگی می بیند و آگاه است که اگربخواهد بدنبال تجربه جدیدی از جهان هستی باشد از خویش بایستی آغاز کند .

دوستانی که تجربه کوهنوردی دارند میدانند که رسیدن به قله و جهان را از فراز آن نگریستن تجربه ای شگرف و بیاد ماندنی است ولی  گاهی شتاب برای رسیدن به قله ما را از لذت  تماشای زیبایی های کوهپایه ، قدم زدن برروی سبزه زار ها وشنیدن موسیقی دل انگیز چشمه سارها محروم میکند .

شاید فلسفه سفر فقط رسیدن نباشد . شاید چیزی مهم تر از پایان راه هم هست ، شاید قله و یا مقصد نشانه ای باشدتا مسافر راه را گم نکند ، آنچه مهمتر از مقصد میتواند باشد مسیر رسیدن به هدف است مسیری که در دل خود تجربه سفر را دارد ، تجربه دیدن ، دانستن و بودن .

شاگردی زندگی تماشای زیبایی ها و بوییدن گلهای مسیر تا رسیدن به استادی است و مقصد زمانی دست یافتنی خواهد بود که توجه مان به مسیر باشد .

پس بیاییم قدر لحظه های شاگردی را بدانیم و بجای شیفتگی در افسون رسیدن به قله استادی توجه مان به قدم های کوچکی باشد که در مسیر رسیدن به قله برمیداریم.

 

 

تهیه شده برای  پژوهشگاه کلام زنده