آهنگ هستی - امیر صفری

{mainvote}

طی چند روز گذشته چند مطلب و مقاله علمی پژوهشی به صورت نوشتاری و تصویری به دستم رسید که علیرغم اینکه منابع آن در ظاهر هیچ ارتباطی با هم نداشتند ولی به شکل کاملن مشکوکی مطالب آنها با هم همسو بود در ضمن مسیله ای هم رخداد کرد که باعث شد دست به جمع آوری و نگارش این مقاله کنم .

 

 

مقاله ی اول که از دست دوست عزیز و فرهیخته ام دکتر سهیل ثقفی بدستم رسید در مورد این مطلب بود که به تازگی دانشمندان علم ستاره شناسی که همیشه سر در آسمان دارند به این نتیجه رسیده اند که که جهان در اثر یک انفجار بزرگ که نام آن را بیگ بنگ نهاده اند بوجود نیامده بلکه با نوایی آرام دلنشین آغاز شده است این نوا و موسیقی به تدریج در کل هستی پخش شده و سراسر عالم را فرا گرفته است

دانشمندان دانشگاه کمبریج دریافتند که خورشید کهکشان پرسیوس آوازی خاص و ریتمیک میخواند .

(مجسمه ی پرسیوس در واتیکان سرمدوسا به نشانه ی فرمانروایی را در یک دست شمشیر کرونوس پدر ز ِوس را در دست دیگر و کلاه هادس فرمانروای جهان های زیرین را بر سر دارد)

آواز پرسیوس نه تنها در در فضا و کهکشانها منتشر میگردد بلکه تک تک سلول ها و اتمهای جهان هستی را نیز به ارتعاش در می آورد.

شگفت انگیزترین ملکول حیات دی ان ای میباشد به همین سبب دكتر دیوید دیمر زیست شناس و سزوان ژاندر موسیقی دان به سراغ این سلول رفتند سلولی نردبانی شکل که در بدن تمامی موجودات زنده یافت میشود اولین بار دكتر سوسومواوهنو این ایده به ذهنش رسید که کد های موجود در دی ان ای و موسیقی با هم در ارتباط هستند.

دیوید و سزوان در ابتدا با تبدیل فرکانسها به نت سعی کردند کدهای دی ان ای را به صوت ترجمه کنند ولی سوال اساسی این بود که حال این اصوات مجموعه ای درهم و مغشوش از فرکانسهاست یا نه نظم و قانونمندی خودش را دارد و در کمال تعجب یا بهتر بگوییم حیرانی مشاهده کردند که نتیجه یک موسیقی بسیار زیباست که صاحب نظران عرصه موسیقی کلاسیک آنرا در ردیف موسیقی بزرگانی چون باخ شوپن و بتهون قرار میدهند حتی برای کسانی که دستی در موسیقی هم ندارند دلنوازی این موسیقی اذعان میداشتند و عده ای هم وقتی برای اولین بار به این ملودی گوش میدادند از فرط هیجان به گریه می افتادند.

سزوان که موسیقی دان است بسیار شگفت زده میگوید با شنیدن آن من به آهنگ زندگی خودم گوش میدادم.

ولی تازه این اصل ماجرا نیست بلکه تازه ابتدای داستان است.

القصه نه تنها میتوان با استفاده از کدهای دی ان ای موسیقی ساخت بلکه برعکس هم میتوان عمل کرد که مثلن یک موسیقی را برداشته و نت های آنرا به نوکلوِیدها یا واحدهای سازنده دی ان ای تبدیل کرد برای نمونه این کار را با قطعه ای از شوپن انجام دادند و نتیجه شبیه به یک ژن سرطانی شد.

فابین مامن یك متخصص بیوانرژی است كه با كمك هلن گریمال بیولوژیست و موسیقی دان در مرکز تحقیقات ملی فرانسه بیش از یک و نیم سال وقت صرف کردند و با بررسی افکت ها و آواهای بافت های مختلف بدن به این نتیجه رسیدند که سلولهای بافتهای سرطانی اصوات مغشوش و نا هنجار تولید میکنند به دنبال آن دریافتند که سلولهای سرطانی در برابر اصوات مختلف عکس العمل های متفاوت از خود نشان میدهند بعد از آن بود که مامن دو خانم مبتلا به سرطان سینه را به مدت یک ماه و روزی سه ساعت تحت آوادرمانی در آورد و پس از این مدت یکی به طور کامل بهبود یافت و دیگری تحت عمل جراحی قرار گرفت و به گفته ی پزشک معالجش تومور به شدت کوچک و ضعیف شده بود.

باید بدانیم که دی ان ای هر موجود زنده با وجود تشابهات باور نکردنی آنها با یکدیگرکاملن مننحصر به فرد میباشند پس موسیقی آنها نیز متفاوت از هم میباشد.

شاید بتوان نتیجه گیری کرد تا زمانی که اندامهای بدن موجود زنده هم آهنگ با هم آواز میخوانند سلامت هستند و زمانیکه از ریتم خارج میشوند بیمار میگردند.

مقاله ی دومی که به دستم رسید که البته به گوشم رسید عنوان خنده داری داشت:

"" عامل دوسوم سرطان ها تنها «بدشانسی» است""

دو پژوهشگر آمریکایی به نامهای نام‌های برت ووگلستاین و کریستیان توماستی به این نتیجه رسیده اند که دو سوم سرطانهایی که انسانها به آن مبتلا میشوند حاصل بد شانسی در جهش ژنتیکی میباشد و حتی فراوانی سرطانها نسبت مستقیم و حسابی دارد با میزان تکثیر سلولی در بافتهای مختلف بدن به عنوان مثال میزان تکثیر سلولی در روده ی بزرگ دو برابر روده کوچک است و آمار ابتلا به سرطان روده بزرگ هم دو برابر سرطان روده کوچک است. جالب است چیزی که این دو دانشمند عزیز بدشانسی نامیده اند هنگامی رخ میدهد که یکی از کدهای دی ان ای در هنکام تکثیر سلولی با کد دیگر جابجا میشود مثل وقتی که در یک ارکسترعظیم یا نت جابجا زده شود و کل موسیقی در آن لحظه به فنا میرود این اشتباه در یا بدشانسی باعث بروز 22 سرطان از 31 مورد سرطان تحت تحقیقات دانشمندان میباشد.

در واقع این بد شانسی نیست که موجب بروز سرطان میشود بلکه بد آهنگی در یک سلول میتواند بدن را بیمار و شکننده کند چنانکه در تحقیق اول هم آمده بود با آوادرمانی میتوان بافتهای سرطانی را ضعیف کرد و حتی ازبین برد مشروط بر اینکه آهنگ صحیح بدن را بتوانیم پیدا کنیم آهنگی که خود را در آن بیابیم و و با رزنانس آن تک تک سلولهایمان به ارتعاش و رقص درآیدو بنشینیم و بنگریم نظاره گر باشیم و بس که چه رقصی در جریان است جریانی که میآید و میرود در سر راه خود خراب میکند بستر رودخانه را درختی را میکند و شاید در اوج ارتعاشش خانه ای را هم ویران کند ولی یا یک پیچ بالاتر یا دو سه پیچ در پایین دست رودخانه قطعن از پای سپیداری گذر میکند تا اندوه دلی را شستشو دهد و اگر زن زیبایی بیاید لب رود روی زیبا دو برابر خواهد شد.

اما

و اما در چند سال اخیر و علی الخصوص در سالی که همین چند روز پیش به پایان رسید اتفاقات ناگواری افتاد از بالا رفتن پرچه داعش در بخشهای وسیعی از خاورمیانه صحنه های دلخراش پخش شده در اینترنت و شبکه های اجتماعی که دیدن آن به کنار شنیدنش هملرزه بر اندام انسان میاندازد ظهور بیماری ابولا و گشته شدن هزاران نفرکه حتی از داشتن آب آشامیدنی سالم هم محروم هستند - دزدیده شدن و به بردگی بردن دختران توسط بکو حرام – اتفاقات و جنایات انجام شده در اکراین و منطقه ی بالکان – انفجار ها و عملیات انتحاری در تمام نقاط کره خاکی حتی در مناطق به ظاهر امن مثل فرانسه یا دورتر از آن استرالیا – انسانهایی که پایشان را روی مین های خنثی نشده جا گذاشته اند -تبعیض نژادی در آمریکا و پناهندگی هایی که از هرکجای جهان به هرکجای دیگر جهان صورت میگیرد شاید برای خیلی از ما باور نکردنی باشد که در دهه ی دوم قرن بیست و یکم هنوز کودکان در بخشهای وسیعی از پاکستان و افغانستان و حتی هند دچار فلج اطفال میشوند در گینه پاپوا پنج در صد مردم مبتلا به وبا و مالاریا میشوند کودکان بسیاری در آمریکای جنوبی و آفریقا برای جنگ به بردگی میروند در ظاهرتمام شواعد نشانگر این است که جهان اصلن جای دوست داشتنی برای زندگی نیست اما وحالا دیگه صد اما چند چیز دیگر هم هست : چرخش افکار عمومی جهان از جنایات سازمان یافته مثل جنگ غزه – شروع روابط دیپلماتیک آمریکا و کوبا – به رسمیت شناخته شدن کشور فلسطین –و مواردی دیگر از جمله کاهش چشمگیر مرگ و میر کودکان و مادران در هنگام تولد و بالا رفتن سطح عمومی بهداشت در مناطق فقیر و محروم– بسیج عمومی جهان بر ضد ابولا و سرازیر شدن تعداد باور نکردنی جنگجو به مناطق بحران جنگجویانی نه مسلح به توپ و تانک و اسلحه های فوق مدرن و لیزری بلکه پزشکان و پرستاران و امداد گرانی که عشق به انسان و انسانیت را با خود به ارمغان آورده اند تصویب توافق نامه ی منع تولید گازهای گلخانه ای بعد از دو دهه مقاومت کشورهای قدرتمند محکومیت جهانی شکار نهگ های نیم کره جنوبی کاهش میزان مبتلایان به ایدز و تقریبن نصف شدن تعداد انسانهایی که در فقر مطلق به سر میبردند نسبت به سال 2005 افزایش روزافزون سهم زنان در تحصیل و رسیدن به مناصب بالای مدیریتی درجامعه – تغییر نگرش به سرمایه داری همانگونه که در اقتصاد های سوسیالیستی بازنگری شد همه ی اینها و موارد بسیاری دیگر که من نمیدانم و مطمئنا همه ی شما چند موردی از آن را سراغ دارید نشان میدهد جهان دارد به سمتی حرکت میکند که چندان هم غیر دوستانه نیست.

همه ی اینها به کناردیشب مطلبی خواندم که نقل به مضمون کرده بود از یکی اززنان فرمانده در کوبانی: "داعشی ها هم آدم هستند.

مردم میگویند آنها حیوان هستند چون دست و پا قطع میکنند و مردم را گردن میزنند تجاوز میکنند و ...

اما من میگویم اینها دارند کارشان را میکنند کار اینها ایجاد ترس و وحشت است که البته چقدر هم خوب انجامش میدهند "

این زن نه پست دکترای روابط اجتماعی داشت و نه هشتاد سال تجربه و پختگی در کوله بارش حمل میکرد زنی بود که تا کلاس پنج ابتدایی در ترکیه درس خوانده بود و در جواب خبر نگار که از او پرسید چند ساله است لبخندی زد و گفت میشه نگم ولی نهایتن سی ساله بود و با همرزمانش هم قسم شده بود تا شکست داعش از ازدواج چشمپوشی کنند.

من اینو هیچ چیز نمیدونم جز بالا رفتن سطح آگاهی در تمام جهان شاید روزگاری بود که فقط این سخنان در کلام بزرگان دیده میشد ولی الان نقل کوچه و بازار شده.

از این هم که بگذریم طبق تحقیقات محققان مجله اسلیت چاپ آمریکا تاکنون جهان هرگزبه امنی زمان معاصر نبوده است و بر اساس نظر سنجی همین موسسه که از سراسر دنیا انجام شده میزان رضایت مندی مردم دنیا از نظر امنیت جهانی با ده درصد بالاتر رفتن نسبت به سال 2013 به هفتاد درصد رسیده و چنین رشدی هم در چند دهه گذشته بی سابقه بوده.

تنها تفاوتی که در میان است این است که ما اخبار را به خصوص اخبار بد را بیشتر میشنویم خبرهای بد هم بیشتر منتشر میشود چون ما انتظار آنرا نداریم و از حیرت زدگیمان است که آنها را دهان به دهان در کوی برزن پخش میکنیم اگر از خانوادمون کسی به بیماری خاصی مبتلا بشه تو تاکسی هم ازش حرف میزنیم ولی زندگی عاشقانه ی خودمون یا برادر و دوستمون را جایی نقل نمیکنیم برای همین هم هست که همیشه فکر میکنیم که مردم چه مشکلاتی دارن غافل از اینکه همون آدما حال های خوب هم دارن ولی لازم نمیدونن به ما بگن دوست وکیلی میگفت تو یه روز باید بیای دفتر من ببینی چقدر آمار طلاق و قتل بالاست باید به این رفیق شفیق گفت خداشاهده برای رفاقت کردن و کار نیک و برای عاشق شدن کسی نیاز به وکیل نداره برو شغلتو عوض کن بشو باغبون پارک تا ببینی روزی چند تا گنجشک رو صندلیهای اونجا در گوش هم جیک جیک میکنن

پس به نظر میرسد که ما آدمها داریم به سمتی میرویم که هم آهنگ با موسیقی هستیست و هر روز نت برنتهای شناخته شده مان اضافه میشود. زمین ما هم پس از پیدایش برای برون ریزی تنشهای پسماند قرنها با زلزله ها و آتشفشانهای بسیار قوی بر خود لرزید تا کم کم به آرامش برسد ما نیز به آرامش خواهیم رسید و در جهانی زندگی خواهیم کرد که دوستانه تر صمیمی تر و با نشاط تر از امروز هست چنانکه اکنون نیز از دیروز بهتریم.

چنانکه دوست خوبم حضرت حافظ میفرمایند:

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود که بود حالا که آدم آورد مرا بدین دیر خراب تا آبادش کنم

پروهشکده کلام زنده- گروه مقالات

آخر نیمه اول ست اول کوارتر چهارم هزار و سیصد نود و سه

http://www.sciencemag.org/content/347/6217/78.full

http://irna.ir/fa/News/81448089/