«چرا ديگر با هم حرف نمى زنيم؟-(بخش دوم)» - کوروش سلیمی

img talk together salimi

* یادآوری : بخش نخست – چرا ديگر با هم حرف نمى زنيم؟ (درصورت عدم مطالعه بخش اول پیشنهاد می کنیم ابتدا بخش نخست این مقاله را مطالعه فرمایید.)

 

تفاوت هاى نشست هاى حسى و عقلى

 

موضوع نشست هاى عقلى، درستى يا نادرستى كلى (( غير شخصى )) موضوع مورد بحث است. اين نشست هيچ هدف اجرايى را دنبال نمى كند و قرار نيست در پايان نشست تصميم اجرايى گرفته شود.                                                           

اما موضوع نشست هاى حسى، كاملا شخصى است و هدف از برگزارى آن رسيدن به تصميمى اجرايى و عملى است.

 

براى مثال نشست عقلى درباره ى آپارتمان سازى در شرايط ركورد بازار، نشستى است كه درستى يا ندرستى اينكار را بدون هيچ هدف و غرض شخصى بررسى مى كند. هريك از شركت كنندگان در نشست نظر كلى و غير شخصى خود را ارايه مى كنند. منظور از نظر غير شخصى، اين است كه مثلا وقتى مش قلى مى گويد اينكار درست نيست منظورش براى شخص خودش نيست بلكه اين حكمى كلى است كه براى هركسى در اين شرايط صادر مى كند. در پايان اين نشست نه قرار است آپارتمانى ساخته شود و نه از ساخت آپارتمانى انصراف داده شود. ( شبيه به سمينارى با عنوان آپارتمان سازى در شرايط ركود)

 

اما نشست حسى در باره ى آپارتمان سازى، ميان مش قلى و مش رحيم درحالى برگزار مى شود كه هدف مش قلى راضى كردن مش رحيم به سرمايه گذارى در پروژه ساخت آپارتمان جديدش است. اين نشست پرفشار و انرژى بر خواهد بود و هيچ نظر غير شخصى داده نمى شود. همه چيز در محاسبه ى سود و زيان شخصى، امنيت و ناامنى شخصى و ... بررسى و تحليل مى شود.

 

نشست هاى حسى، اجرايى هستند و نشست هاى عقلى فلسفى و تحقيقى.

 

همانطور كه موحوديت عقلى، وجه فلسفى و كلى باف ماست ،موجوديت حسى وجه اجرايى ماست و برخلاف موجوديت عقلى دغدغه ى كل هستى را ندارد و ماموريت او بهبود شخص ماست.

 

مهم نيست، نشست عقلى در مورد درستى يا نادرستى خمش كيهانى و اصل عدم قطعيت هايزينبرگ باشد يا درباره ى درستى و نادرستى دير خوابيدن كودكمان.

 

اصول نشست هاى عقلى و حسى يكسان هستند.

 

زندگى هاى مشترك استعداد زيادى دارند كه مانند دانشگاه من، فضاى پر شور و نشاط عقلى خود را از دست بدهند اگر و فقط اگر اجازه دهيم كه بحث هاى عقلى به برخوردهاى حسى تبديل بشوند.

 

اگر مى خواهيم كه مانع از اين اتفاق شويم به موارد زير دقت كنيم:

 

- فراموش نكنيد نشست هاى عقلى التزام اجرايى ندارند. همين موضوع فضاى آن ها را شاد و انرژى بخش مى كند.

 

- فراموش نكنيد هدف مستقيم بحث هاى عقلى، سرگرمى و رسيدن به همدلى بيشتر است.

 

- از تحريك كردن موجوديت حسى خود و ديگران در طول بحث هشيارانه اجتناب كنيد.

 

- فضاى بحث عقلى، آزاد، دوستانه ،دوطرفه ، برابر و دمكراتيك و از همه مهمتر غير شخصى است و جايگاه و اهميت شخصى شركت كنندگان در بحث به حساب نمى آيد.

 

 

همين كافى است!

 

براى مثال:

وقتى مى خواهيد كودك شما بفهمد كه مسواك زدن كار درستى است شما به نشستى عقلى نياز داريد. در اين نشست شما در موقعيتى برابر با كودك خود قرار داريد و حتی بهتر است كه موقعيت فيزيكى خود را به گونه اى تغيير دهيد كه چشم هاى شما در يك تراز قرار بگيرند ( مثلا او را روى ميز قرار دهيد)

بحث درباره ى درست و غلط بودن مسواك حتما بحثى دوطرفه است. شما نظر غير شخصى خودتان را ارايه مى كنيد و حتما نظر او را هم مى پرسيد و مى شنويد.

مهمترين نكته:

اگر فرزند شما در انتهاى بحث پذيرفت كه مسواك زدن كار درستى است، هرگز از او قول مسواك زدن را نمى گيريد! گرفتن اين قول، رسما كلاه بردارى است.

دقيقا از همين نقطه است كه فضاى بحث هاى پرنشاط عقلى( يعنى فضاى هم كلامى بى هدف و شاد)، در خانواده ها از بين مى رود. موجوديت حسى كودك و يا همسر به زودى مى فهمد كه هر پذيرشى هزينه اى به دنبال خواهد داشت.

مش قلى و نازگلى در پس هر بحث موفقى انتظار تغييرات رفتارى و عملى از يكديگر را داشته اند، تغييراتى كه موجوديت عقلى، درستى آنها را پذيرفته است و موجوديت حسى بيچاره بايد آن را اجرا كند. بعد از مدتى گوشى دست موحوديت حسى مى آيد و از همان ابتدا هدايت هر نشستى را به عهده مى گيرد تا با دفاع از گذشته مجبور نشود تعهدى را براى آينده گردن بگيرد.

 

اينكار مانند اين مى ماند كه شما بعنوان بخش تحقيق و توسعه ى يك سازمان ( موجوديت عقلى سازمان) وارد نشستى پژوهشى بشويد اما در انتهاى نشست، قردادى را با آنها به امضاء برسانيد كه بدنه ى اجرايى سازمان ( موجوديت حسى سازمان) مسئول اجراى آن خواهد بود.

تكرار اين مسئله باعث مى شود كه بدنه ى اجرايى سازمان، به واحد تحقيق و توسعه ى خود اجازه ى مشاركت در هيچ نشستى را ندهد.

اين همان بلايى است كه بر سر زندگى هاى زناشويى آمده است. وقتى همه ى نشست ها به نشست هاى حسى و اجرايى تبديل مى شود نبايد تعجب كنيم كه چرا زمان مكالمه ى ما با عزيزانمان اينقدر مختصر و كاربردى شده است.

مختصر و مفيد ماهيت موجوديت حسى است. اين موجوديت عقلى است كه اهل حرافى و زياده گويى است. اين حرافى در جاى خود از ضرورت هاى زندگى پرنشاط است.

 

اگر لازم است كه از كودك خود براى مسواك زدن قول بگيريد، به نشستى حسى نياز داريد كه حتما بطور جداگانه اى از نشست قبلى برگذار مى شود.

 

هيچگاه هر دونشست را باهم برگزار نكنيد.

و باز هم بسيار مهم است كه در نشست حسى، دوباره بر ديدگاه هاى عقلى پافشارى نكنيم. هدف از نشست حسى، تحت تاثير قرار دادن موجوديت حسى و تحريك كردن آن به سمت احساس و تحربه ى خوبى از مسواك زدن است. بدترين كار ممكن، قرار دادن مبانى اين جلسه بر تاكيد بيشتر بر درستى مسواك زدن است :(( مگر نفهميدى كه مسواك زدن كار درستى است؟ پس شعور داشته باش و مسواك بزن))

 

نشست حسى سازنده يعنى تحريك دوستانه ى حس هاى

  • تاييد و افتخار
  • امنيت و آرامش
  • سود و حس برنده بودن
  • حس آزادى عمل داشتن و قدرت
  • و در نهايت لذت هاى فيزيكى است.

 

در مطلب دیگری، به موضوع تاثير گذارى روى موجوديت عقلى فرددیگر در نشست هاى عقلى پرداخته ام. (مقالات پژوهشکده کلام زنده را دنبال فرمائید...)

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

 

  img telegram join2