« پذيرش، تقلا و بى تفاوتى» - کوروش سلیمی

img paziresh salimi

 بطور معمول از كلمات تقلا كردن و بى تفاوت بودن براى نشان دادن حد بالا و پايين خروج از پذيرش ياد مى شود.                                                                                                                                     


پذيرش وضعيتى تعادلى است كه اينگونه بيان مى شود:

بودن با جهان هستى همانگونه كه هست و همانگونه كه نيست.

حفظ اين تعادل يعنى حركت كردن با سرعت ذاتى زندگى هستى. هستى كه نهادى پويا دارد و حركت جان اوست. هماهنگ نگاه داشتن سرعت حركت شخصى با حركت كل معناى پذيرش است.

 

تصور كنيد در قطارى در حال حركت قرار داريد.

اگر هستى را مانند قطار در نظر بگيريم، تلاش براى اينكه زودتر از قطار به جايى برسيم معادل تقلا كردن خواهد بود. و جا ماندن از قطار معادل بى تفاوت بودن است.

 

وقتى مى گوييم جهان اينگونه كه هست نبايد باشد يا بايد به گونه ى باشد كه نيست وارد تقلاى ذهنى شده ايم.

 

اين تقلا خود را يا بصورت تلاش عجولانه و ناآهنگينى براى تغيير وضع موجود نشان مى دهد يا بصورت شورشى كور كه قصد پس زدن آينده ى محتمل را دارد.

 

از سوى ديگر بى تفاوت شدن يا تسليم شدن يعنى همراه و همدل نبودن با جريان مداوم تغييرات و اين خروج از حد پايين پذيرش است.

در نهاد پوياى اين جهان هيچ چيز بدون تغيير نمى ماند اما هر تغييرى آهنگ و سرعت حركت خود را دارد.

در عدم پذيرش، بيشتر انرژى در اين ناهماهنگى از بين مى رود.

 

پذيرش در براكا كليدى دارد كه براى درك مفهوم تعادلى آن، ميان دوحد بى تفاوتى و تقلا ارزش طلايى دارد:

پذيرش نسبت به كسى يا چيزى انتخاب نمى شود، يعنى ما در پذيرش با اين چيز يا آن چيز قرار نمى گيريم بلكه حالت پذيرش نسبت به تماميت هستى اتخاذ مى شود.

يعنى مى توانيم بگوييم كه در اين رويداد در پذيرش هستم يا نه، اما نمى توانيم بگويم كه نسبت به اين رويداد در پذيرش هستم يا نه: آيا در اين رويداد هم نسبت به جهان هستى در پذيرش هستم يا نه.

 

رويدادها فقط رويداد هستند، لرزشى از حركت تماميت هستى. نيازى وجود ندارد در دريا پذيرش يا عدم پذيرش را براى گذر يك موج تعريف كنيم، اين موضع را نسبت به خود دريا انتخاب مى شود.

 

جان ناآرام هستى، تماميتى است كه خود ما نيز بخشى از آن هستيم، يا اين آشوب رقصان را پذيرا مى شويم يا در عدم پذيرش، موضع موافق و مخالف نسبت به چرخش هر چرخ آن مى گيريم.  

 

آنكه در طوفان تن به دريا مى دهد بخت و اقبال خود را با پايين و بالا رفتن موج ها تعريف نمى كند.

 

پذيرش يعنى درك و خوش آمدگويى به ذات پرتلاطم هستى. در اين تلاطم رويدادها مى توانند بد و ناخوشايند باشند. قرار نيست به اين درك برسيم كه رويداد بدى وجود ندارد و همه پيش آمدها خوب هستند يا نسبت به همه ى آنها حس خوبى دارم.

چنين تصورى خود انكار تلاطم هستى است و اينكار اين تلاطم نبودن با جهان هستى است همانگونه كه هست.

تلاطم يعنى پذيرفته ام كه هم بالا وجود دارد و هم پايين، هم بد وجود دارد و هم خوب و تماميت هستى واحد يكپارچه ى از آنها است همانطور كه موج مفهوم يكپارچه اى از افت و خيز است.

 

آيا به هستى لبخند مى زنم وقتى كه اين لحظه خوب است؟

آيا به هستى لبخند مى زنم وقتى كه اين لحظه بد است؟

 

پس سوال اين نيست كه آيا با اين رويداد هستم آنگونه كه هست؟

سوال اين است:

آيا در اين رويداد هم با جهان هستى هستم همانگونه كه هست؟

 

و پاسخ مثبت به اين سوال، يعنى با وجود آنچه كه مى پسندم و نمى پسندم نه كُند مى شوم و نه شتاب مى گيرم.

 

كند تر از هستى حركت نكردن يعنى استفاده كردن از تمام ظرفيت مجاز بازى.

اگر از همه ى ظرفيت هاى مجاز بازى براى رسيدن به اهداف استفاده نمى كنم مى تواند نشان از وجود آرامش و تسليم باشد اما نشان وجود پذيرش نيست.

كنده اى كه روى رودخانه شناور است كند تر از رودخانه حركت نمى كند.

يعنى در پذيرش براكايى شوق حركت همگام باهستى همان اندازه اهميت دارد كه عدم وابستگى به نتيجه در آينده و آسودگى در اكنون.

 

يك مثال ساده :

در كشور ما تا چندسال پيش حساسيتى به پرتاب زباله از ماشين وجود نداشت، اما رشد حسى رخ داده در طى سال هاى اخير اين حساسيت را نيز به ارمغان آورده است. اعتراض كردن به اين رفتار اكنون بخشى از جريان حركت هستى در اين نقطه از جهان است. مى توان گفت زمان آن فرا رسيده.

اگر شخصى در پذيرش كامل اين لحظه باشد و در همان حال مشاهده كند كه ماشين جلويى زباله هاى خود را از پنجره بيرون مى اندازد مى تواند با زدن تك بوق يا چراغ اعتراض خود را به اين كار نشان دهد در حالى كه لبخند مى زند يا حتا در آينده ى نزديك شماره شخص خاطى را به مسئولين اعلام كند.

 

منظور اين است كه دريابيد بى عملى در پذيرش به معنى ساكن شدن و ايستادن نيست.

بى تفاوت بودن به اين وضعيت در حالى كه رشد حسى محلى به اين حساسيت رسيده است نشان بى تفاوتى و عدم پذيرش است در همين حال پيچيدن جلوى ماشين، بحث كردن با راننده درحين حركت و ... نشان از وجود تقلا و بازهم نبودن در پذيرش است.

چون هر تلاشى براى رسيدن به هدف خارج از ظرفيت هاى محاز بازى نشان دهنده ى تقلا و شتاب درونى است.

 

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

 

  img telegram join2