« چگونه آينده در جايگاه علت قرار مى گيرد و گذشته در جايگاه معلول؟ » - کوروش سلیمی

img cause effect salimi

 مى دانم كه با عقل جور در نمى آيد، اما با طبيعت و همه ى تجربيات طبيعى ما كاملا جور است. شايد بهتر باشد ساختار عقلى را مورد بازنگرى قرار دهيم.                                                                                  


درك اين موضوع بسيار ساده است. اگر آفرينش هستى را بيشتر به ظهور يك قطعه ى موسيقى يا هر خلقت هنرى ديگرى شبيه بدانيم تا چيزى شبيه به ساخت يك ماشين، اين وضعيت قابل درك خواهد شد.

 

وقتى يك آهنگ به وجود مى آيد، آهنگ ساز هر نتى را كه مى نويسد مقدمه ى نتى است كه هنوز به نگارش در نياورده اما در شور و حال آن بسر مى برد بى آنكه اكنون بداند نت بعدى چه خواهد بود.

يعنى هر نت از موسيقى، معلول نتى است كه هنوز نوشته نشده است و در آينده قرار دارد و از نت قديمى تر نتيجه گرفته نشده است.

 

اگر آهنگ ساز، هر نت را از روى نت هاى قبلى نتيجه بگيرد ( و هر نت معلول گذشته ى خود شود) هنر آهنگ سازى به صنعت آهنگ سازى تبديل مى شود، دقيق اما بدون آن شور اهورايى. در اين صورت هر كارشناسى مى تواند ادامه ى آن آهنگ را بنويسد و حتا شايد يك نرم افزار.

مى دانيم كه آهنگ سازان خلاق اينگونه نيستند.

 

همين موضوع در باره ى هر بيت از يك شعر ناب هم صادق است، شاعر هر بيت را مى گويد تا كه بيت بعدى بيايد، يعنى هر بيت فضايى ايجاد مى كند براى جريان يافتن بيت بعدى كه دوست دارد بهتر از اين بيت بيانگر شور حالش باشد. اين جريان تا زمانى كه شور و سرمستى سرودن فوران دارد ادامه مى يابد.

 

اينگونه است كه گذشته معلول آينده مى شود. آن به وجود مى آيد تا جا و شرايط مناسبى براى آينده مهيا كند نه اينكه آينده را به وجود بياورد.

 

از كتاب زمان- كورش سليمى

 

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

  img telegram join2