« فرق مسئوليت با وظيفه » – كوروش سليمى

img responsibility duty

 تصور كنيد كه در مدرسه ى بزرگى هستيد.به عنوان مدير خوب مدرسه شما احساس مسئوليت خواهيد داشت در قبال رتبه ى علمى مدرسه اما به عنوان كارمند خوب مدرسه ( معلم، ناظم و ...) شما فقط احساس وظيفه خواهيد داشت در قبال رتبه ى علمى مدرسه.

مدير نگران است و بايد پاسخ گو باشد ، در قبال امكانات بالانس نهايى با اوست. او بايد مطمئن شود كه مدرسه به اندازه ى امكاناتش خروجى داده است.

اما كارمندان نگران بالانس نهايى نيستند، آنها كافى است كه مطمئن شوند كه بهترين تلاش خود را كرده اند.

 

مدرسه به معلم واگذار نشده است ، براى همين نمى تواند مسئول آن باشد، اما معلم روى نتايج موثر است به همين علت موظف به ارايه ى بهترين تلاش خودش است.

اگر مدرسه بدترين نتايح را گرفته باشد اما معلم ها بهترين تلاش خود را ارايه كرده باشند، هيچ گونه شرمندگى با آنها نخواهد بود. اين شرمندگى با مدير خواهد بود كه معلم هاى توانا ترى را به كار نگرفته است و در تشخيص معلم مناسب براى مدرسه اى در اين سطح اشتباه كرده است.

 

آيا هنوز فرق ميان مسئول و موظف مشهود نيست؟

اين دو باهم بسيار متفاوت است.

 

شما در قبال مخارج زندگى فرزندتان مسئول هستيد، بالانس نهايى با شماست.

اما در قبال هزينه اى كه براى پدر و مادر ايجاد مى كنيد به عنوان فرزند، مسئول نيستيد چون بالانس نهايى با شما نيست، اما وظيفه داريد كه بهترين تلاش خود را براى درست ترين شكل هزينه كردن انجام دهيد.

 

تابعى حسى اين دو باهم بسيار متفاوت است

شما نمى توانيد مسئول بالانس هزينه هاى والدين خود باشيد چون امكان آن را نداريد، شما بخش كوچكى از سيستم مالى بزرگ تر خانواده هستيد ، اگر بخواهيد اين مسئوليت را برداريد نتيجه ى آن فقط استرس بيهوده خواهد بود.

اما در جايگاه والد، به عنوان كسى كه هميشه قدرت مالى فراترى از كودكانش دارد مى توانيد مسئوليت مالى آنها را بپذيريد. اين به شما حس ارزشمندى مى دهد.

 

اگر بخواهيد كه درقبال چيزى كه نسبت به آن احاطه نداريد مسئول باشيد نتيجه ى آن احساس ترس است.

و اگر بخواهيد نسبت به چيزى كه به شما واگذار شده است بجاى احساس مسئوليت، احساس وظيفه داشته باشد با بروز بدهى ها، در حس قربانى يا مظلوم فرو خواهيد رفت. چون از شما طلب خواهند كرد و شما فقط وظيفه ى خود را انجام مى دايد!

مدير مدرسه اى را تصور كنيد كه بجاى مسئول دانستن خود در قبال نتايج مدرسه، خود را فقط موظف به كار كردن در مدرسه مى داند، من اينگونه مديرها را در سازمان هاى مختلف ديده ام ، آنها هميشه آماده هستند كه از بدبختى هاى مدير بودن برايتان ناله كنند.

 

آينده به شما واگذار نشده است، شما روى آينده موثر هستيد اما روى آن احاطه نداريد، شما بخشى از يك فرايند بزرگ هستيد. نمى توانيد مسئول آينده باشيد. برداشتن اين مسئوليت حسی از ترس به دنبال دارد. اما به همان اندازه كه روى آن تاثير داريد و بقدر اهميت اين تاثير موظف هستيد.

 

اما در قبال اعمال خود در گذشته موظف نيستيد، مسئول هستيد. چون بر گذشته اشراف داريد و آن به شما واگذار شده است. مسئوليت بالانس كردن آن با شما است.

نيازى نيست شرمنده ى آن باشيد، همانطور كه نيازى نيست مدير شرمنده ى اشتباهات معلم خود باشد، هيچ كس اين شرمندگى را از او نمى خواهد. بهتر است كه مسئوليت بالانس نتايج را بردارد. چون مدير معلم نيست، و او نمى تواند بجاى معلم تصميم بگيرد كه وى درست عمل كند.

 

شما گذشته ى خود نيستيد، نمى توانيد بجاى او تصميم بگيريد، بيخود ابراز شرمندگى نكنيد بجاى آن بهتر است خود را مسئول بالانس نهايى بدانيم.

 

برخلاف تصور، مسئوليت مربوط به قدرت اثر گذارى نيست. اين تصور صحيح نيست كه فكر كنيم تنها در مقابل چيزى كه بتوانيم بر آن اثرگذار باشيم مى توانيم مسئول باشيم.

شما مى پذيريد كه مسئول رفتار گربه ى خانگى خود باشيد، آيا اين علت است كه مى توانيد رفتار او را كنترل كنيد؟

البته كه نه. اما وقتى اين گربه جايى را كثيف مى كند لازم است شما آن را تميز كنيد، چون شما مسئول هستيد.در واقع چون شما مى توانيد اين كار را انجام دهيد و شما خواسته ايد كه گربه داشته باشيد.

 

واقعيت اين است كه مسئوليت از توان پاسخ گويى مى آيد نه از توان اثر گذارى.

به همين علت است كه كودكان خردسال در قبال اعمال خود مسئول نيستند ( در مقابل غريبه ها، البته كه ما سعى مى كنيم مسئول بودن را به آنها بياموزيم تا آنها را براى اين منظور آماده كنيم اما اين فقط تمرين مسئوليت است ) با وجود اينكه كودكان بطور مستقيم بر اعمال خود اثر گذار هستند اما مسئوليت ندارند، چون قدرت پاسخ گويى ندارند.

و از آنجايى كه پدر و مادر مى توانند پاسخ گو باشند و كس ديگرى نيست كه بخواهد اين كار بكند، آنها مسئول رفتار كودكان مى شوند.

 

و درست در جايى كه قدرت پاسخ گويى وجود ندارد اما توان اثر گذارى وجود دارد، وظيفه ظهور مى كند.

وظيفه تنها در مقابل كيفيت اجراى خودش پاسخ گو هست نه نتيجه ى نهايى

 

در يك تيم فوتبال، بازيكن در مقابل نتيجه ى بازى وظيفه دارد نه مسئوليت، او كافيست كه پاسخ گويى عملكرد شخصى خودش باشد.

اما موضوع براى مربى و سپرست تيم اينگونه نيست. آنها مسئول در مقابل نتيجه ى نهايى هستند چون قبول كرده اند كه پاسخ گو باشند و اين درحالى است كه سرپرست تيم حتا قدرت اثر گذارى در بازى را هم ندارد.

 

آينده جايگاه وظيفه است نه مسئوليت، چون نمى توانيم در دنياى اثر پروانه اى نسبت به نتایجى كه از آينده خواهد آمد پاسخ گو باشيم.

اما گذشته، از كسى که امروز هستيم ضعيف تر است.

اكنون مى توانيم پاسخ گوی گذشته باشيم و كس ديگرى اينجا نيست كه بتواند اين كار را انجام دهد.

 

كتاب زمان- فصل مسئوليت

 

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

  img telegram join2