«مشكل چيست؟ - (بخش سوم: مهارت کشف مساله)» – كوروش سليمى

img problem

هر مشكلي از يك يا چند مسئله درست شده است. قبل از اينكه براي حل يك مشكل اقدام كنيد ابتدا مطمئن شويد كه مسئله هاي موجود در آن را درست شناسايي كرده ايد. بدون تشخيص درست مسئله هيچ پاسخى راه حل نخواهد بود.                                                 

 

                                                                                                                                                                                                                                       

در اين نوشتار مي خواهيم به چند نكته ي انحرافي اما رايج اشاره كنيم كه ممكن است ما را براي درك درست موضوع گمراه كنند.

 

* یادآوری : بخش نخست – هیچ مشکلی راه حل ندارد (درصورت عدم مطالعه بخش اول پیشنهاد می کنیم ابتدا بخش نخست این مقاله را مطالعه فرمایید.)

* یادآوری : بخش دوم – شناخت درست مشکل (درصورت عدم مطالعه بخش دوم پیشنهاد می کنیم ابتدا این بخش از مقاله را مطالعه فرمایید.)

 

دقت به اين سه نكته مي تواند مهارت ما را براى كشف مسئله افزايش دهد:

١- شايد مسئله انقدر هم پيچيده نباشد!

٢- شايد مسئله در آنجا نيست در آن يكي جاست!

٣- شايد مسئله در اين زمان طرح نشده و در آن زمان طرح شده!

 

 

١- شايد مسئله آنقدر هم پيچيده نباشد

گاهي عدم تشخيص درست مسئله بخاطر ميل به پيچيده دانستن مسئله است. كمي براي ما سخت است كه بپذيرم مشكل بزرگي كه با آن مواجه هستيم علت ساده و پيش پا افتاده اي دارد.

به داستان طوطي دقت كنيد:

داستان:

خانمی طوطی ای خرید. اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند. او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند. صاحب مغازه گفت: آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند. آن خانم یک آینه خرید و رفت .

روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطی هنوز صحبت نمی کرد. صاحب مغازه پرسید: نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند. آن خانم یک نردبان خرید و رفت.

اما روز بعد باز هم آن خانم آمد .

صاحب مغازه گفت: آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه؟ خب مشکل همین است. به محض این که شروع به تاب خوردن کند، حرف زدنش تحسین همه را بر می انگیزد. آن خانم با بی میلی یک تاب خرید و رفت.

وقتی که آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش کاملأ تغییر کرده بود. او گفت: «طوطی مرد».

صاحب مغازه شوکه شد و پرسید: عحیب است یعنی او حتی یک کلمه هم حرف نزد؟

آن خانم پاسخ داد: « چرا، درست قبل از مردنش با صدای ضعیفی گفت آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟»

 

اين داستان طنز، نكته ي مهمي را در خود دارد. براي مثال وقتي با فروش ناموفق مواجه هستيم ممكن است موارد بسيار ابتدايي و ساده اي علت اصلي مسئله باشد. پيش از آنكه به دنبال تكنيك ها و راه حل هاي پيشرفته و پيچيده ي بازاريابي و فروش برويم ابتدا موارد ابتدايي را كه هركسي مي داند را بررسي كنيم.

 

اين واقعيتي شناخته شده است كه ذهن ممكن است درحالي كه به دنبال خطاهاي ريز و عميق مي گردد قادر به ديدن اشتباه هاي بسيار بزرگ نباشد چون به وجود آنها عادت كرده است.

براي رهايي از اين وضعيت مي توانيد از دوستان، نزديكان و همكاران خود بخواهيد كه به موضوع به عنوان شخصي غير متخصص نگاه كنند و نظر دهند آيا چيزي آنها را آزار نمي دهد؟

اين گام اول است و مهم است كه بدانند كه شما از آنها نظر تخصصي و موشكافانه نمي خواهيد و تنها نظر كلي و دورادور مي خواهيد. ممكن است در صورتي كه احساس كنند به عنوان يك كارشناس مورد پرسش قرار گرفته اند ديد كلي خود را از دست بدهند و به دنبال مشكلات پيچيده بگردند.

البته در گام دوم و براي كشف مشكلات پيچيده بايد از نظر متخصصين بهره برد.معمولا استفاده از نظرات كارشناسي اشخاص غير كارشناس گمراه كننده است.

مثلا ممكن است نور مغازه ي شما كم باشد يا منظره ي مطلوبي نداشته باشد. اما شما به نور و شكل مغازه خود عادت داريد.

فراموش نكنيد كه معمولا ديگران اينگونه ايرادها را از روي رعايت ادب به شما گزارش نمي دهند و فرض را بر اين مي گذارند كه شما خود قادر به ديدن وضعيت هستيد و اين انتخاب شماست و نبايد از آن ايراد بگيرند.

سكوت ديگران را نشانه ى درستى اوضاع ندانيد، نشانه ى ادب آنها بدانيد.

 

این مقاله ادامه دارد

 

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

  img telegram join2