«مشكل چيست؟ - (بخش دوم: شناخت درست مشکل)» – كوروش سليمى

img problem

* یادآوری : بخش نخست (درصورت عدم مطالعه بخش اول پیشنهاد می کنیم ابتدا بخش نخست این مقاله را مطالعه فرمایید.)

اولين قدم در حل هر مشكلى شناخت دقيق مسئله هاى نهفته در آن است، جستجوي بهترين راه حل هاى ممكن البته گام بعدى است.                                                                                                                                                                                                                                       

كليد طلايى كشف مسئله هاى پنهان اين است كه بدانيم و بپذيرم برخلاف آنچه كه بنظر مى رسد نمى دانيم با چه چيزى مواجه هستيم!

يعني بافت مسئله هاى ايجاد كننده ى مشكل را نمى شناسيم. چرا كه اگر اينگونه نبود با اين مشكل مواجه نمي شديم.

 

هرگاه با آشفتگى و دشوارى مواجه شديم شجاعانه اعتراف كنيم كه نمي دانيم ماهيت مشكل چيست و بايد قبل از كشف راه حل، ساختار مشكل را كشف كنيم.

 

آنچه كه مي تواند براي اين مهم به ما كمك كند، عدم اسم گذارى روى مشكل است.

هيچگاه به دنبال كشف چيزي نخواهيم گشت كه فكر مي كنيم مي دانيم چيست و چيزي كه اسم دارد حتما مي دانيم چيست!

 

در داستان مداد سياه، آنچه كه بزرگترها با آن مواجه بودند، مشكل نقاشي هاي بدون رنگ بود نه افسردگي كودك. (مطرح شده در بخش نخست مقاله).

وقتي به روي اين مشكل اسم مي گذاريم يعني آن را شناخته ايم و از آن پس همه ي تلاش ها براي حل افسردگي كودك است نه رنگ نقاشي.

بي رنگ بودن نقاشي كودك مي تواند علتي ساده تر از افسردگي يا سخت تر از آن داشته باشد. مهم اين است كه بدانيم از همان اول نمي دانيم ماهيت سختي ما چيست. در اولين سطح برخورد آنچه كه ديده مي شود فقط خود مشكل است، نه بافت مسئله ي آن.

 

براي مثال وقتي مي گوييد: كودك ناسازگاري دارم يعني به بافت مسئله ي مشكل خود پي برده ايد و آنچه كه نياز داريد تنها راه حل مناسب است تا مشكلتان را با فرزند خويش حل كنيد، نه كسي يا چيزي كه به شما كمك كند مشكلتان را با فرزند خويش كشف كنيد.

در حالي كه آنچه كه شما مي دانيد اين است كه در رابطه با فرزند خود دچار سختي هستيد. نيازي نيست روى اين مشكل اسمي بگذاريد اين كار حوزه ى جستجو براى كشف مشكل را محدود خواهد كرد. شايد بعد از كشف بافت مسئله هاي پنهان درمشكل بتوان روى آن اسم گذاشت!

 

بسيار طبيعى است كه راه حلى كه مشكل دوستم با فرزندش را بر طرف كرد نه تنها كمكي به حل همين مشكل در مورد من نكند كه اوضاع را براي كودك من بدتر هم بكند.

هم شكل بودن دو مشكل به معنى هم بافت بودن مسئله هاى آن دو نيست، آشفتگى هاى هم شكل ممکن است علت مشابه نداشته باشند.

شايد مسئله ي كودك من شرايط نامساعد محيط او باشد يا انتظارات غيرطبيعي من يا اين منم كه ناسازگارم و ..

 

تقريبا هيچ مسئله ى جديدي وجود ندارد، براي بسيارى از آنها چندين راه حل شناخته شده علمي يا تجربى وجود دارد براي برخي ها هم هنوز راه حلي وجود ندارد و بايد با آنها ساخت و براي كشف راه حل به تلاش ادامه داد، اما ممكن است مشكل شما منحصربه فرد باشد چون از تركيب منحصربفرد چندين مسئله به وجود آمده است. دانش مكتوب بشري شامل راه حل براي مسئله است نه مشكل. توان حل مشكل به چيزي بيش از دانش نياز دارد كه به آن مهارت حل مشكل گفته مى شود.

 

مرحله ي تشخيص ماهيت مشكل همواره يك كشف است. اين مهارت را بياموزيم و از كمك كساني كه مهارت بيشتري از ما دارند بهره ببريم، اين مرحله از طريق جستجو در اينترنت و مراجعه به كتاب بدست نمى آيد.

البته بعد از شناسايي دقيق مسئله هاي نهفته در هر مشكل، دانش مكتوب بشري بيشترين كاربرد را براي پيدا كردن راه حل ها دارد، مرحله ي بعدي انتخاب مناسب ترين راه حل است.

 

توجه داشته باشيد كه چيزي به اسم بهترين راه حل براى همه وجود ندارد. در اين مرحله تجربه بيشترين ارزش را دارد.

در نهايت مرحله ى نهايي اجراى درست راه حل است كه تجربه و مهارت بيشترين نقش را در آن دارند.

 

این مقاله ادامه دارد

 

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

  img telegram join2