«مشكل چيست؟ - (بخش نخست: هيچ مشكلى راه حل ندارد!)» – كوروش سليمى

img problem

زمانى كه كه با مشكلي مواجه مي شويم به دنبال راه حل آن مي گرديم، اما شانس موفقيت زياد نيست، چون هيچ مشكلى راه حل ندارد! 

راه حل تنها براي مسئله وجود دارد نه مشكل و مشكل همان مسئله نيست.                                                                                                                                                                                                     


مشكل بهم ريختگى و آشفتگى اى است كه مشاهده مى شود و كار و زندگى را دشوار كرده است، اما مسئله، روش هاى اشتباه ى است كه به بروز آشفتگى منجر شده است.

معمولا تركيبي از چند مسئله دليل بروز يك مشكل هستند.

آنچه ما بلافاصله شناسايي مي كنيم مشكلي است كه با آن مواجه هستيم نه مسايلي كه علت بروز مشكل هستند. مشكلات حل نمي شوند برطرف مي شوند و تنها زماني بر طرف خواهند شد كه مسائل نهفته در آنها حل شوند.

 

شناسايي مشكل بسيار آسان است، چون مشكل يعني سختي در زندگي و كار.

هركسي مي تواند وجود سختي را حس كند اما اگر در اولين قدم بخواهيم كه مشكل پيش آمده را حل كنيم و به دنبال راه حل آن بگرديم به احتمال زياد اوضاع را پيچيده تر خواهيم كرد چون راه حل بي مورد يعني دردسر اضافه.

 

داستان:

معلم دبستان متوجه شد كه دانش آموزي همه ي نقاشي هاي خودش را به رنگ سياه و سفيد مي كشد و از هيچ رنگ شادي استفاده نمي كند.

او با خود انديشيد كه آيا چيزي در مدرسه علت افسردگي كودك شده؟

به ياد آورد كه مدتي است او مورد تشويق قرار نگرفته است. پس بيشتر به او توجه كرد و بارها به بهانه هاي مختلف او را در جمع مورد تشويق قرار داد اما مشكل برطرف نشد و كودك همچنان نقاشي سياه مي كشيد.

معلم فكر كرد كه جاي كودك مي تواند علت ناراحتي او باشد پس محل نشستن او را با صندلي كنار پنجره عوض كرد تا كودك بتواند در هنگام كلاس از نور و منظره ي بيشتري بهره ببرد. اما در كمال نا اميدي هيچ پيشرفتي در نقاشي ها نديد.

او با مشاور مدرسه موضوع را مطرح كرد و در نهايت به اين نتيجه رسيد كه مشكل بايد در خانه كودك باشد. پدر و مادر كودك را به مدرسه دعوت كرد و مسئله را با آنها درميان گذاشت. آنها هم پذيرفتند كه شرايط كودك در خانه را عوض كنند.

آنها ابتدا تغيراتي را در اتاق كودك ايجاد كردند، سپس فيلم و كارتون ها را تغيير دادند و به كودكشان اجازي بيشتري براي بيرون رفتن و بازي كردن دادند، حتا رفتار خودشان را بايكديگر درخانه و نوع موسيقي كه گوش مي دادند را تغيير دادند.

مجموعه ي اين راه حل ها باعث شد كه كودك نقاشي هاي بيشتري بكشد البته سياه و سفيد !!!

 

معلم، مشاور و پدر و مادر ديگر راه حلي به ذهنشان نمي رسيد بنابراين خيلي با احتياط از خود كودك پرسيدند:

عزيزم فكر مي كني مي دوني چرا مثل دوستانت از رنگ هاي متنوع براي نقاشي استفاده نمي كني و همه چيز را سياه مي كشي؟

 

كودك خيلي معصومانه و راحت پاسخ داد:

چون تنها مدادي كه در جعبه ى مداد هايم دارم مداد سياه است!

این مقاله ادامه دارد (جهت مطالعه بخش دوم کلیک نمایید)

 

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

  img telegram join2