عشق يا عقل؟ – کوروش سلیمی

img love wisdom

پرسش :

شنيده ام عشق از عقل برتر است، وقتى عشق الهى باشد، عقل به چكارى مى آيد؟ كى مى توان به مرحله ى از آگاهى رسد كه از عقل عبور كرد و همه ى انتخاب ها را عشق انجام دهد؟

 

پاسخ :

قرار نيست عشق انتخاب كند!

عشق انتخاب كردن را براى عقل ممكن مى كند. اين همه ى سهم عشق در انتخاب كردن است.

 

بدون بودن در تجربه ى عشق، عقل امكان انتخاب كردن ندارد. در بى عشقى هر تصميمى كه گرفته شود واكنشى غير ارادى به ترس خواهد بود.

و چنين تصميمى هر چقدر هم كه درست از آب دربيايد انتخاب نيست، واكنش است.

 

چرا عشق انتخاب نمى كند؟

عشق خودش قدرت تميز و تشخيص ندارد، براى گرفتن تصميم درست بايد تحليل و قضاوت كرد، عشق نمى تواند قضاوت كند و اگر وادار به قضاوت كردن شود ديگر عشق نيست.

 

عشق بسترى را به وجود مى آورد كه در آن عقل از كنترل فشارهاى حسى و غريزى رها شده است و مى تواند براساس بيشترين خردى كه دراختيار دارد انتخاب كند. عشق به قدرت تحليل و تميز عقل، آزادى مى بخشد تا انصاف و خرد بر آن حاكم شود اما خودش نمى تواند جاى آن را بگيرد.

تا زمانى كه عاشق هستيد همه چيز از نظر حسى زيبا و يكسان است. در اين وضعيت انتخاب حسى بى معنى است. چگونه مى توانيد با حسى عاشقانه كه نسبت به همه چيز برابر شده است بهترين را تشخيص دهيد و انتخاب كنيد؟

 

براى انتخاب براساس حس، بايد حس شما بتواند موضع گيرى كند و به محض ورود حس به اين منطقه، عشق از دست رفته است. در اين حالت عقل نيز قابليت خود را از دست مى دهد و با وجود حس هاى موضع دار و تصميم گير، انتخاب عقلى هم ممكن نخواهد بود و عملكرد عقل تنها توجيه كننده ى رفتار حسى خواهد بود و نه كنشى خردمندانه.

 

در واقع، يا عشق و خرد باهم وجود دارند يا هيچ يك وجود نخواهد داشت.

عقل و عشق برخلاف باورهاى رايج مقابل هم نيستند.

 

تقابل به اين صورت است:

يا ترس، حس را تحريك مى كند و عقل را از مدار خارج مى كند و يا عشق حس را آرام مى كند و عقل را آزاد مى كند.

 

هيچ عبورى از عقل به عشق وجود ندارد، تنها عبور از ترس به عشق و ازهيجان به خرد است.

 

در مرحله ى ترس، عقل عملكردى توجيه كننده دارد نه انتخاب كننده.

در مرحله ى عشق، عقل امكان انتخاب كردن را پيدا مى كند اما اگر اين اجازه به آن داده نشود و بخواهيم تصميم گرفتن را به عشق واگذار كنيم تمامى تعادل بدست آمده دوباره ازهم فرو مى پاشد و بازى به سطح ترس و عكس العمل هاى عقلى باز مى گردد.

 

بنابراين

عشق انتخاب نمى كند

كار كرد و وظيفه آن اين نيست

عشق انتخاب مى شود

 

به جاى انتخاب كردن با عشق، بايد عشق را انتخاب كنيم

آنگاه عقل مى تواند بجاى واكنش نشان دادن از روى ترس، براساس خرد تصميم بگيرد.

 

عشق و سپاس

كورش سليمي

همایش براكا، لمس بيكرانگى

 
  img telegram join2