آيا انسان به دنبال شادى و عشق است؟ – کوروش سلیمی

img bikaranegi

نهاد هر موجودى به دنبال وضعيت طبيعى خودش است. ملكول گاز در وضعيت مايع يا جامد به دنبال رسيدن به حالت گازى شكل خودش است.

 

حال هايى نظير شادى، آرامش، آزادى و عشق البته تجربه هايى دوست داشتنى و مطلوب هستند. هركسى چنين تجربه هايى را داشته است. اما گرايش ذاتى انسان به آنها بخاطر خوشايند بودن آنها نيست.

 

انسان بخشى از پيوستار بيكرانه ى هستى است.

 

بيكرانگى، ذات انسان است، آنچه كه نهاد انسان در جستجوى آن است بازيابى حسى بيكرانگى است.

 

انسان بيكرانه نيست به دنبال آن هم نيست، او بخشى از بيكرانگى است و نهاد او به دنبال لمس پيوستگى با بيكرانه است.

 

در پيوستن به بيكرانه، گاه حسى عجيب از شادى، صلح ، آزادى و در نهايت عشق وجود دارد. البته اين شادى و عشق با تجربه ى پرفشار و پررنگى كه از شادى و صلح شخصى تجربه مى شود متفاوت است.

 

اين شادى بيكرانه و غير شخصى است و اين بيكرانگى آن را آرام و لطيف كرده است.

 

در حال بيكرانه، از شادى تا عشق ماهيتى غير شخصى و بدون فشار دارند. شايد در ابتدا حتا جذابيت و هيجان حس هاى شخصى شده خود را تداعى نكنند.

 

اما در هر حال نهاد آدمى بدون لمس اين بيكرانگى آرام نمى گيرد و چون لمس بيكرانگى تجربه ى گنگ و خاص از شادى تا عشق را به دنبال دارد اينگونه بنظر مى رسد كه انسان در جستجوى شادى و آزادى است.



اجازه دهيد، شادى، صلح ، آزادى و عشق نتيجه ى جانبى لمس بيكرانگى باشد نه هدف جستجو.

 

اگر آنها هدف قرار بگيرند ما به سوى شكل شخصى شده و پرفشارى از آنها خواهيم رفت كه ذهن با آنها آشنايى بيشترى دارد.

 

بيكرانه، وسعت كيهانى گستره ى فضا-زمان است.

 

هركجا كه باشيم و در هر زمانى كه باشيم بيكرانه همانجا و گرداگرد ماست، تنها بايد پذيرفته شود.

 

عشق و سپاس

كورش سليمي

همایش براكا، لمس بيكرانگى

 

  img telegram join2