« خرد ناامنى » – کوروش سلیمی

img kherad naamni

نگران دو چيز نمىشويم   : آنچه كه تهديد ناپذير است و آنچه كه ايمنى ناپذير است.

نه نگران آب شدن آدمك چوبى هستيم و نه نگران آب شدن آدم برفى، تنها میتوان نگران آب شدن عروسك مومى بود. تنها مىتوان نگران از دست رفتن چيزى بود كه قابل نگاه داشتن است اما حادثه‌ى رفتن تهديدش مى كند.

 



 

براى آدم برفى، آب شدن حادثه نيست. آب شدن همان چيزی‌ست كه او از آغاز بوده.

 

يادم مى آيد دوران کودکی، خيلى براى ساختن آدم برفى اشتياق داشتيم، البته در مورد خودم آنچه كه در عمل ساخته میشد از تصورى كه از نقاشىها و فيلم‌ها در ذهن داشتم خيلى فاصله داشت.

دوست داشتم به آن بانمكى باشد و دوست داشتم كه لباس‌هاى خوب تنش كنم، اما هيچ گاه براى نگرانى از اين همه دغدغه وقت كافى وجود نداشت. اگر مى خواستيم خيلى به آنها بپردازيم عمر آدم برفى تمام میشد و با آن بازى نكرده بوديم.

هيچ گاه دغدغه‌ی آب نشدن آدم برفي‌مان را نداشتيم، اما دغدغه‌ى پرداختن به ظاهرش را داشتيم اما نه بيشتر از وقتى كه براى لذت بردن از آن در اختيارمان بود.

 

چطور مى توانستيم خيلى نگران شرايط چيزى باشم كه خودش درحال آب شدن بود.

 

چگونه مى توانيم اين همه نگران زندگى باشيم؟

اگر شهامت نگاه كردن به ماهيت زندگى را داشته باشيم فرو خواهيم ريخت اما در دلِ اين فروپاشى امنيت نهفته در ناامنى را كشف خواهيم كرد، اين امنيت اصيل ، شاد و آزادى بخش است.

نگاه كن، زندگى با سرعتى باور نكردنى درحال آب شدن است، هيچ راهى براى نگاه داشتن آن وجود ندارد. تا همين جا بخش بزرگى از سهم ما فرو پاشيده و چه كسى مىداند چه مدت باقيست؟

ديگر نگران چه چيزى مى توانى باشى...!؟

هيچ‌گاه احتمال ديگرى وجود نداشته است، زندگى در حال تمام شدن است.

 

نگران شرايط زندگى باش، اما نه بيشتر از نگرانى اى كه براى از دست دادنش مى توانى داشته باشى،و نگران از دست دادن زندگى نباش، كه از قبل رخ داده است.

 

چه كسى می تواند نگران آنچه كه از پيش رخ داده مى باشد؟

 

نگران مصرف نكردن چيزى باش كه استفاده شده يا نشده‌ى آن به يك سرعت تمام میشود.

 

اين آغاز شهامت است.

 

عشق و سپاس

كورش سليمي

 

  img telegram join2