جاودانگى - تا كى وجود خواهم داشت؟ - کوروش سلیمی

img eternity

چرا جاودانه بودن اين همه مورد توجه است؟ آيا تجربه ي وجود داشتن آنقدر خوب است كه مي خواهيم تا ابديت به درازا بكشد؟

بر خلاف تصور، داشتن دغدغه و عطش جاودانگي نشان دوست داشتني بودن تجربه ي "بودن" نيست. برعكس وجود اين نگراني تنها نشان دهنده ي كافي نبودن تجربه ي "بودن" در لحظه ي اكنون است. اين آرزو يعني بودن در اين لحظه به اندازه ي كافي خوب نيست.



تنها زماني كه بودن در كمال نباشد آرزوي جاودانگي ظاهر مي شود. در حقيقت اميد به كمال رسيدن " كيفيت بودن" در آينده، جايگزين لمس لحظه به لحظه ى " بودن" مي شود و اين در حالي است كه دركي از اين كمال نداريم.

طبيعي است كه زمان مورد نياز براى رسيدن به چيزي كه نمي دانيم چيست بي انتها خواهد بود و اين آرزوى جاودانگى را بدنبال دارد.

 

در هر لحظه كه بودن، كيفيتى به كمال پيدا كند دركمال شگفتى، خواهش جاودانگي هم محو مي شود.در عشق چنين كيفيتي وجود دارد.

 

وقتي در تجربه ي عشقي كامل هستيم، با وجود دانشى كه از گذرا بودن اين حال داريم، نگراني از جاودانه بودن يا نبودن اين تجربه وجود ندارد. نيازي به آن نيست، چون هر لحظه ي آن كيفيتي جاودانه دارد.

 

هر زمان كه نگران بقا يا فنا شدى، به دنبال اطمينان يافتن از جاودانگى نباش، به دنبال كيفتى از بودن باش كه هر لحظه ى آن جاودانه حس مى شود.

 

به گاه ظهور دغدغه ي بودن يا نبودن، آنچه كه گم شده است پاسخ معماى ابديت نيست، كيفيت ابدى لحظه ى اكنون- عشق- است.

 

عشق و سپاس

كورش سليمي

مقالات هم آهنگى

  img telegram join2