من ذاتا یک لیدر هستم! -کتایون واحدی

دراین مقاله سعی شده به تعریف شخصیت کاریزماتیک و شیوه های رهبری در یک تیم پرداخته شود. هدف از نوشتن این مقاله "بررسی ویژگیهای یک لیدر موفق و کاریزماتیک " است،بدین منظور به نکات آموختنی و اکتسابی لازم، برای تبدیل شدن به شخصیتی اثر گذار، قابل اطمینان و دوست داشتنی اشاره شده است. این مقاله می تواند در ایجاد رابطۀ دوستانه و امن مابین افراد یک تیم، همچنین در بالا بردن سطح کیفیت رهبری یک تیم، موثر واقع شود.

 

خیلی وقتها بدون اینکه بدانیم ناخودآگاه مسوولیت سنگینی را برعهده می گیریم و یا دیگران ما را به برداشتن مسوولیتی ترغیب می کنند و می گویند تو از عهده ی این کار برمی آیی!

گاهی پس از مرور خاطرات کودکی و دوران مدرسه متوجه می شویم در تمام بازیها و فعالیتهای کودکی و نوجوانی پرچم دار بوده ایم و عده ای را رهبری کرده ایم. یادم می آید یکی از اساتید در دوره کارشناسی به من گفت:" تو حریف رییس دانشگاه می شوی برو صحبت کن مدیر گروه کارشناسی ارشد فلان رشته را عوض کنند". من مدتها در بهت این خواسته بودم ! که چرا من را نشانه گرفت؟ حتی اگر در نقطه ی کور کلاس مینشستم و لام تا کام حرفی نمیزدم بازهم توسط معلم و استاد دیده می شدم و همیشه همکلاسیها مرا برای تغییرات برنامه ی آموزشی و غیره و ذلک جلو می انداختند. و البته گاهی بخاطر همین ویژگی با من دشمن می شدند و جنگ انرژی عظیمی به پا می شد.

در تمام این سالها گیج و مبهوت بودم، که چه چیزی روی پیشانی من نوشته شده است؟ گاهی از دست این تعهد و مسوولیت خسته می شدم. دلم میخواست فرد منفعل و خوش و خرمی بشوم که کاری نمیکند و از همه انتظار یاری دارد، ولی نمیفهمیدم چطور دوباره در میان یک عده نماینده ام و یا مشغول توضیح و تشریح راهکار و خلق ایده هستم! قسمت بد داستان، مسوولیت و فشار کارها نبود، از آن قسمت لذت کافی       می بردم، حال من زمانی بد می شد که افراد با من لج می کردند، گوش به حرفهایم نمی دادند و یا خودسرانه عمل می کردند و یا از آن بد تر فعالیت های مثبت من توسط دیگران دیده نمی شد. اینجا بود که می گفتم "بشکنه این دست که نمک نداره".

کم کم پس از گذراندن دوره های خودشناسی و مهارتهای فردی متوجه شدم که فرد نمی تواند از ویژگیهای ذاتی خود مستقل عمل کند و در گذشته، تمام این توقع ها، به خاطر شکل رفتارمن با دیگران و بکارگیری مهارتها، نحوه ی اثرگزاری و جذابیتهای شخصیتی من رخ داده است. همچنین عدم موفقیت ها و لج بازی هم گروهی ها یا همکارانم نیز به دلیل ناقص بودن اطلاعات من از ویژگیهای یک شخصیت کاریزماتیک بوده است. اینجا بود که فهمیدم با وجود اینکه من ذاتا یک لیدر هستم، به اندازه ی کافی کاریزماتیک نیستم. فهمیدم که این صفات ذاتی شرط لازم است ولی کافی نیست. یک فرد کاریزماتیک هرگز خسته نمی شود بلکه از فعالیت خود لذت می برد. بنابراین مدتی است که شرایط را کاملا تغییر داده ام و با استفاده از همان ویژگیهای ذاتی و کسب چندین بودش (ویژگی فردی) جدید و به کارگیری فنون درست بازی، بازخورهای خوبی از دوستان، تیمها ونحوه ی ارتباطاتم به دست آورده ام. ولی مگر شخصیت کاریزماتیک داشتن اکتسابی است؟ همانطور که گفتم کاریزما مجموعه‌ای از رفتارها، صفات و مهارت‌ها است.  برخلاف تصور اکثر افراد که گمان می کنند کاریزما ذاتی و درونی است، بخشی از آن هم آموختنی است. خانم اولیوا فاکس در کتاب معروف خود به نام افسانه کاریزما (The Charisma Myth) در ۱۳ فصل به موضوع کاریزما پرداخته اند و یکی از موضوعات جالب این کتاب، آموزش کسب مهارتهای کاریزماتیک است.

در اینجا سعی می کنم تعریفی ازکاریزما و یک شخصیت کاریزماتیک ارایه بدهم و در مورد روشهای اکتساب آن شرح دهم. اگر شما هم ذاتا یک لیدر هستید و قرار است که عده ای را رهبری کنید، با بکار گیری چندین روش کلیدی و مهم میتوانید ارتباطات افراد تیم و خودتان را به طرز معجزه آسایی بهبود بخشید. کاریزما ، یک ویژگی جادویی نیست ولی ، دیگران را جادو می کند. برای برخی از ما تلاش لازم نیست تا مدیریت اکو سیستم ذهنی مان منجر به رفتارهایی شود که ما را نزد دیگران، فردی کاریزماتیک جلوه دهد.

کاریزما چیست ؟

  ريشه لغوي كاريزما منشأ كليسايي داشته و به معناي «عطيه الهي» است. «كاريزما» نقطه مقابل عقلاني شدن است چه در مفهوم و چه در معنا؛ كاريزما امري غير عقلاني است كه با كردار ضابطه‌مند بيگانه است.  بنابراين نيرويي است كه در طول تاريخ، خالق ارزش بوده است. بنابراين شخصيت كاريزمايي، شخصيتي است كه به خاطر صفات و سلوك خود مورد توجه و تكريم قرار مي‌گيرد. 

گاهی درک روشنی از واژه کاریزما نداریم، کاریزما دقیقاً یعنی چه؟ کاریزما می‌تواند یک ویژگی مرموز تلقی شود! اما قاطعیت یا هیجان و شور و شوق نیست، شخصیت خاص و یا مردم داری نیست، (گرچه تمام این ویژگی‌ها تا حدودی بخشی از کلکسیون کاریزما هستند). زمانی که با افراد دارای کاریزما (شخصیت‌های کاریزماتیک) برخورد می‌کنید به راحتی آنها را تشخیص می‌دهید و عموماً در میان جمع درخشش خاصی دارند.

ما از بودن در کنار چنین افرادی احساس افتخار و برتری می‌کنیم. کاریزما، تنها جذابیت، وفاداری، دوست داشتنی بودن یا هیجان و شور نیست، حس اعتمادی است که باعث راحتی وآسایش مخاطب می‌شود و درعین حال اعتبار ایجاد می‌کند. چقدر برای حیات عزت نفس یک انسان خوشایند است که به محض ورودش به مکان جدیدی، دیگران بلافاصله متوجهش شوند، مایل به شنیدن حرف هایش باشند و مشتاق گرفتن تائیدش . و این یعنی سبک زندگی افراد کاریزماتیک . . .

در یک پاسخ خیلی کوتاه شاید بتوان واژه کاریزما را مجموعه ای از صفت ها و رفتارهایی تعریف کرد که با کنار هم قرار گرفتن آنها، شخصیت فرد، جذاب و اثرگذار و الهام بخش باشد. كاريزما صفتي فوق العاده در يك شخص است. اين صفت ممكن است واقعاً وجود داشته باشد يا اينكه ادعا شود و يا وجود آن صرفاً فرض شود. اگر هدف بزرگی داریم و می‌خواهیم اثری ماندگار از خود برجای بگذاریم، بدون شک نیاز داریم که افراد دیگری نیز ما را در مسیر هدف همراهی کنند و این همراهی بدون شک از طریق کاریزما محقق خواهد شد. کاریزما به ویژگی‌های شخصی و کمیاب در رهبران گفته می‌شود که وفاداری و اشتیاق خالص و عمیق و مورد پسند مخاطبان ایجاد می‌کند.

سبک رهبری کاریزماتیک چگونه است؟

رهبری کاریزماتیک یا رهبری مبتنی‌ برجاذبه استثنایی، به‌گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که دارای قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‌ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش‌های مالی و اعمال زور برقرار می‌شود. آنان مي‌توانند ديدگاههاي خود را به گونه‌اي كه قابل فهم پيروان باشد، ابراز نمايند. اين قدرت بيان به گونه‌اي است كه دربرگيرنده نيازهاي پيروان است. از اين رو از نيروي انگيزش بالايي برخوردار مي‌باشد. رهبران كاريزماتیک نسبت به ديدگاه و هدف خود اعتقاد دارند و آماده پذيرش ریسك‌هاي سنگين هستند. هزينه‌هاي زيادي صرف مي‌كنند و در جهت جامه عمل پوشانيدن به خواسته خود، از هيچ نوع نياز و خود گذشتگي دريغ نمي‌كنند. آنها از نوعي جذابيت خاص برخوردارند و از نظر رفتار، پديده‌اي نو، غير متعارف و مخالف با هنجارهاي رايج ارايه مي‌دهند و وقتی در كار خود پيروز گردند، اين رفتارها موجب تحسين ستايش و تعصب پيروان مي‌گردد. رهبران كاريزما موجب تغييرات اساسي در وضع موجود جامعه‌شان مي‌شوند؛ اين رهبران مي‌توانند محدوديتهاي محيطي را به صورتي واقع گرايانه تعيين كنند و منابع لازم را براي ايجاد تغيير مشخص نمايند. ازمیان شخصیتهای کاریزماتیک جهان که در عرصه های مختلف ظهور کردند می توان به گاندی (رهبر معنوی)، نلسون ماندلا(رهبر سیاسی)، رابرت دنیرو(بازیگر سینما)، اسیو جابز(بازاریاب و کار آفرین) و...اشاره کرد.

هفت راهکار مفید برای اینکه شخصیتی کاریزماتیک باشیم :

1.اطمینان بخش بودن

قدم اولی که باید بردارید ایجاد اطمینان است. اگر شما این اطمینان و اعتماد را از خودتان دارید و هم تیمیهای شما بر این باورند، کار را شروع کنید. اگر نه ! دست کم باید بتوانید خود را فرد قابل اطمینانی به گروه نشان دهید. فرد کاریزماتیک نه تنها خودش را در یک ارتباط مطمین نشان می دهد، بلکه کمک می کند تا دیگران هم این اطمینان را احساس کنند، بدون اینکه از خود تکبر و خودخواهی نشان دهد.

2. مثبت اندیش بودن

افراد کاریزماتیک سعی می کنند در دیگران، حوادث و موقعیتها، فقط نکات خوب را ببینند و معمولا افراد شاد و سرخوشی هستند. هدفِ آرمان گرايانه‌اي دارند، كه آينده را بهتر از وضع موجود متجلي مي‌سازد. هر قدر بين هدف آرماني و وضع موجود، اختلاف بيشتر باشد، احتمال زيادتري وجود خواهد داشت كه پيروان كاريزما، آن را به ديدگاه خارق‌العاده ی رهبر كاريزما نسبت دهند؛ شخصیت های کاریزماتیک این توان را دارند که دیگران را ترغیب کنند تا کارهایی که آنها انجام می دهند را ببینند و با روش متهورانه ای دیگران را قادر به احساس خوشبینی بیشتر

می کنند.

3. کنترل بروز احساسات

به تنهایی داشتن اطمینان و خوشبینی کافی نیست. قدم بعدی مهارت بروز یا پنهان کردن به موقع کلیه احساسات و عواطف است. اگرچه شخص کاریزماتیک بخوبی از پسِ نمایشِ بروز احساسات و عواطف حقیقی خود بر می آید و این یک مزیت است، ولی در مواقعی هم باید بتواند بعضی از فعالیتها و احساسات را پنهان کند و پوشش دهد. و بدین گونه افراد آنچه را که فقط او دیده است باور می کنند. بطور مثال یک قو به آرامی و متانت در سطح آب شنا میکند در حالیکه مجموعه ای از فعالیتها را دور از چشم بیننده انجام می دهد.

4. جالب ودوستداشتنی بودن

افراد کاریزماتیک به علایق مخاطب خود توجه می کنند و معمولا قصه گویان خوبی هستند و به شیوه ای جذاب صحبت می کنند.آنها میبینند مخاطبین چه چیزهایی را دوست دارند بشنوند و در مورد چه چیزهایی دوست دارند صحبت کنند. در حالیکه جدی هستند کمی طنز برای حفظ تمرکز و توجه مخاطبان خود به کار می برند و در حالیکه یک لبخند آرام را حفظ میکنند، قادر به برقراری ارتباط پیام خود، به وضوح و به اختصار هستند. در تیمها کوچک به حفظ برقراری ارتباط چشمی و رهایی زبان بدن خود توجه می کنند. نحوه ی پاسخ گویی به سوالات در افراد کاریزماتیک بسیار صمیمانه و همدلانه است و پس از اینکه برای فرد پرسشگر بستری راحت توام با احترام و اعتماد، فراهم می کنند، با سعی در درک احساس متقابل، با ملاحظه و با بخاطر سپردن جزییات مکالمه و پرسشهای قبلی شروع به پاسخ دادن میکنند. بدین طریق دیگران ازرفتار آنها درمان می گیرند و افرادی جالب و دوست داشتنی به نظر می آیند.

5. باهوش و با ذکاوت بودن

برای برقراری یک رابطه ی جذاب و برقراری یک ارتباط موثر با دیگران شروع یک مکالمه ی خوب راه گشاست. دیگران تمایل به شنیدن دانش روز دنیا را دارند ، همچنین انتظار دارند شما در مورد امور جاری و موقعیتی که در آن فعالیت می کنید دانای کل باشید. داشتن اطلاعات عمومی و به روز بودن آنها از جمله مواردی است که اشخاص کاریزماتیک به آن توجه می کنند. بعبارتی با به کار گیری هوش و ذکاوت خود همیشه حرف برای گفتن دارند.

6. جرات داشتن

قدرت کاریزما این توان و جسارت را به شما می دهد، تا بتوانید افراد را وادار به انجام کارهایی کنید که شما می خواهید. البته این ویژگی هم مثبت است هم منفی و اگر با اهداف ناپسند به کار گرفته شود، می تواند به ارتکاب رفتار مجرمانه از طرف پیروان و طرفداران منجر شود. در اینجا منظور استفاده از روشهای ظریف ، با استفاده از کلمات و ایجاد خوشبینی و اعتماد است؛ تا در افراد تیم، ترغیب و تشویق انجام کارها، بر اساس برنامه ریزیهای شما به وجود بیاید.

7. توجه به جزءیات

کاریزما داشتن، یعنی قدرت جذابیت دادن به همه چیز، خصوصا به جزءیاتی که در نحوه ی تعامل بین فردی شکل می گیرد. توجه به نکات ریز و نکته سنجی در افکار و تعاملات ، دیگران را متقاعد می کند که شما فعالیت آنها را می بینید و احترام و اعتماد بیشتری به وجود می آورد.

 

در آخرمهمترین چیزی که تمایل دارم به آن اشاره کنم، اهمیت ارزیابی و توانایی سنجش عملکرد یک تیم است. برای ارزیابی یک ارتباط یا یک فعالیت، روشهای مختلفی را می شود - با توجه به توان بالقوه ی یک تیم - به کار برد و از خلاقیت هایی در این خصوص استفاده کرد. به نظر من برای شروع می توان ازبازخور دادن (فید بک) و بازخور گرفتن استفاده کرد. البته اگر جنبه ی تعارف پیدا نکند و مشخصا با توجه به رعایت هفت بستری که اشاره شد صورت بگیرد. این بازخور، حتی می تواند کاملا شخصی باشد و در خلوت شخص صورت بگیرد. به این شکل که کارنامه ای از عملکرد خودمان داشته باشیم و هرهفته از خودمان بپرسیم در این موارد من چگونه بوده ام؟

بازخور دادن به افراد تیم و توجه به ارزیابی عملکرد افراد، همینطور بازخور دادن به یک لیدر، از جمله کارهایی است که اگر با دقت، نکته سنجی و ذکاوت صورت بگیرد، رشد و نوع آوری به همراه خواهد داشت. برای رسیدن به راهکارهای خلاق ارزیابی، باید از هفت مهارت یاد شده بهره جست. این کار ضمن اینکه به رهبر تیم و افرادش کمک می کند تا به اهدافشان نزدیکتر بشوند، در حفظ فضای دوستی و صمیمیت بین افراد نیز کمک شایسته ای می کند. هرگز نباید ارزیابی کردن با کنترل شدن و رتبه بندی اشتباه گرفته شود. یک شخصیت کاریزماتیک از این روش استقبال می کند و به نظر او فید بک منفی گرفتن به مراتب مفید تر است از فیدبک نگرفتن. بررسی این موضوع، نیاز به زمان بیشتری دارد و پرداختن به آن ، در پایان این مقاله آن هم یه اختصار جایز نیست. من در این مقاله صرفا می خواستم قدری به تعریف شخصیت کاریزماتیک و شیوه های رهبری در یک تیم بپردازم و ضمن اشاره به نکات آموختنی و اکتسابی آن خاطر نشان سازم، وسعت بی کرانی برای خلاقیت و اثر گذاری ما وجود دارد، کافیست کاریزماتیک باشیم.

کتایون واحدی

 منابع:

http://bahrampoor.com

http://www.persianpersia.com

http://fa.wikipedia.org

http://www.skillsyouneed.com

http://www.pajoohe.com

پیوست 1: کاریزما (فرهمند)

پیوست 2: کاریزماتیک (به انگلیسی: Charismatic) یا (رهبری کاریزماتیک) در اصطلاح سیاست به حکومت مبتنی بر فرمان‌برداری غیرعادی و استثنایی از یک فرد به خاطر تقدس دینی و الگو بودن وی می‌باشد.

پیوست 3 : مفهوم كاريزما آنگونه كه " وبر" آن را مطرح مي‌كند، شامل كليه تنوعات و تفاوتهاي ماهوي انواع مختلف كاریزما مي‌شود. شخصيت كاريزمايي در انديشه " وبر" نوعي اهميت فلسفي نيز دارد. " وبر" معتقد است كه: چون دنياي معاصر غرب به علت وجود ژرفترين گرايش نهفته در آن يعني گرايش به عقل و منطق، به جانب استقرار ديوانسالاري در تمامي جوانب حيات اجتماعي پيش مي‌رود، آزادي فردي و فكري در آن به مخاطره افتاده است؛ بنابراين در چنين شرايطي رهبري كاريزمايي شايد تنها نيرويي باشد كه بتواند راهبري به سوي رهايي باشد