کتاب خوان نمانده است؟!

کتاب خوان نمانده است؟!Ketab Khan Namande

این عنوان سوالی تعجبی، عنوان مقاله ای است که در فرارو به چاپ رسیده است. عنوانی قابل تعمق که ممکن است روزی تغییر شکل داده و از حالت سوالی به خبری تبدیل شود.

 

روزگاری بود که اگر در راسته انقلاب و روبروی دانشگاه تهران ضعف دستگاه گوارش گریبان گیرمان می شد، هیچ چاره ای بجز رفتن به قنادی فرانسه یا قنادی دیانا(همسایگی سینما سپیده یا همان دیانای سابق) نداشتیم . البته قهوه های قنادی فرانسه که اکنون دیگر نشان چندانی از آن باقی نمانده خستگی ازدحام و شلوغی جلوی ویترین های کتاب فروشی ها را از تن آدمی می زدود و قنادی دیانا هم که نوع منحصر به فردی از شیرینی داشت به نام باقلوای "فاش" که گفته می شد نوعی شیرینی ایتالیایی است که شامل کیکی بود که به صورت لوزی بریده شده و در شربت روح افزایی غرق شده بود، من هرگز چنین طعمی را پس از تعطیلی این قنادی به دلایل کاملن نا معلوم دیگر نچشیدم. از قنادی ها که بگذریم اگر طمع خوردن غذا به سرتان میزد حداقل باید تا چهار راه ولیصر طی طریق می کردید تا فست فودی که نشان مک دونالد بر خود داشت نصیبتان می شد و یا ساندویچی آندره با تعدادی بی شمار کارگر و آشپز از هموطنان ارمنی که پایین تر از تاتر شهر بود اگر چلو کبابی و یا استیکی هوس کرده بودید باید به رستوران موبیدیک بین کوچه انوشیروان دادگر و البرز مراجعه می نمودید که سرنوشت آن هم با قنادی دیانا گره خورده بود  دیگر آن حوالی ایستگاه شکم چرانی خاصی نبود تا ..... کافه نادری که معرف حضور همگان هست.

خلاصه این را گفتم که گفته باشم تا اوایل دهه 80 شمسی هم وضع کمابیش به همین منوال بود البته گاه و بیگاه کافی شاپ یا فست فودی باز می شد ولی همه آنها بعد از یکی دو ماه تا یکی دو سال بعد از آن بسته می شدند البته پیراشکی فروشی های پیرامون میدان انقلاب استثا هایی بودند که گرچه بو و رنگشان دل را می برد ولی اکثر اوقات بعد از تناول یک فقره پیراشکی گوشتی و یا کرم دار باید راهی بیمارستان یکهزار تخت خوابی امام خمینی می شدید که خوشبختانه همان حوالی بود ولی حالا اوضاع کاملن تغییر کرده و جا به جا شما میتوانید فست فود و کافه های انتلکتوئلی پیدا کنید که در آنها سیگار ها دود می شود و افاضاتی صورت می گیرد که اگر ناظر سومی این صحنه را ببیند و جملات رد و بدل شده را بشنود به خیال خود می گوید در این کشور امکان ندارد کسی جنگ وصلح را نخوانده باشد و کمدی الهی را از بر نباشد چه رسد به اینکه کلنل تیراژ میلیونی و کتابهای شعر احمد آقا شاملو نایاب و صنعت نشر هم صنعت اول کشور است ولی بیچاره نمیداند که خیالش خام است و همبرگر های فست فود ها هشتاد درصد سویا ، نمی دانست که عناوین  چاپ شده در سال از تعداد کافه های روشن فکری کمتر و تعداد تنها قهوه های ترک فروش رفته از شمارگان کل کتاب در سال بیشتر است.

ولی مهم این است که هنوز کتاب زنده است، کتاب خوان هم زنده است، ایشالا شما هم زنده باشید، چرخ صنعت نشر هم گرچه کند ولی می چرخد آرزو دارم چرخ کافی شاپ ها هم بچرخد، اصلا چرخ همه بچرخد.

این ها که گفتم گلایه نبود فقط مقدمه ای بود برای مقاله ی بسیار خوب و وزین فرارو که در زیر خواهید خواند و من احساس کردم این مقدمه را کم دارد.

امیر صفری

و حالا اصل مقاله:

فرارو- کتاب‌فروشی‌های اطراف میدان انقلاب، هنوز هم بهترین جا برای خریدن کتاب، گشت‌وگذار میان کتاب‌فروشی‌ها، تورق کتاب‌ها و باخبر شدن از تازه‌های نشر است. فضایی که اگر روزگاری پاتوقی برای اهل اندیشه و فرهنگ بود، حالا سال‌به‌سال و ماه‌به‌ماه مهجورتر می‌شود. مردم دیگر مانند گذشته جلوی ویترین کتاب‌فروشی‌ها میخ‌کوب نمی‌شوند و با نگاهی گذار از آن‌ها عبور می‌کنند تا کمی جلوتر در یک ساندویچی توقف کنند؛ حالا اغذیه‌فروشی‌های میدان انقلاب از کتاب‌فروشی‌ها پر رونق‌ترند.

به گزارش فرارو، تیراژ کتاب به 200 رسیده است. گزارش‌ها از بازار کتاب از نارضایتی ناشران، پخش‌کنندگان کتاب و همه کسانی که به شکلی دست‌ اندرکار توزیع کتاب میان مردم هستند می‌گویند. اکثر قریب به اتفاق آن‌ها متفق‌القول‌اند که "مردم علاقه‌ای به دانستن و خواندن ندارند"!

دهه اخیر از نظر ناشران و گردانندگان بازار کتاب، دهه بدی بوده، تیراژ کتاب به کمترین میزان خود در سال‌های پس از انقلاب اسلامی رسیده است. یک‌سال پس از انقلاب به صورت متوسط تیراژ کتاب 11 هزار و 363 نسخه کتاب بود که در سال 92 این تیراژ به‌طور متوسط به دو هزار و 75 رسید.

احمد تهوری –کارشناس انتشارات ققنوس- با ارائه آماری در روزنامه اعتماد نوشته است: طبق آمار خانه کتاب در دوره رياست‌جمهوري هاشمي رفسنجاني (دولت‌هاي پنجم و ششم) كه سال هاي 1368 تا 1376 را دربر مي‌گرفت شمارگان كتاب 41 هزار و 716 نسخه بوده است. اين رقم در دولت‌هاي هفتم و هشتم يعني از سال 1376 تا 1384 به طور متوسط به 34 هزار و 394 نسخه مي‌رسد و در دولت هاي نهم و دهم يعني از سال 1384 تا 1392 به 26 هزار و 718 نسخه!

این روال قهقهرایی در دولت فعلی نیز همچنان ادامه دارد. البته معاون فرهنگی، آموزشی و پژوهشی موسسه خانه کتاب از تنوع عناوین کتاب‌ها سخن می‌گوید که سبب پایین آمدن تیراژ شده است. او با ارائه آماری بر سرعت بالای تنوع کتاب‌ها تاکید کرده و گفته عنوان کتاب‌ها در 7 ماه اول سال 93، 13 درصد زیاد شده است.

وضعیت ناامید کننده

با این وجود ناشران معتقدند سِیر نزولی تیراژ کتاب ناامیدکننده است. علیرضا رییس دانایی –مدیر نشر نگاه- گفته 15 سال پیش کتاب "در آستانه" شاملو را در 50 هزار نسخه منتشر کردیم و یک‌هفته‌ای به فروش رفت. اما حالا انبارها پر از کتاب‌های فروخته نشده هستند. او همچنین با ارائه آماری از انتشارات نگاه به سیر نزولی فروش کتاب اشاره کرده و می‌گوید "فروردین 89 در نشر نگاه 40 هزار کتاب فروختیم. سال بعد اما در همان موقع 30 هزار نسخه و امسال تنها 12 هزار نسخه کتاب فروختیم".

پروین صدقیان –مدیر نشر گل‌آذین- نیز درباره وضعیت بازار نشر می‌گوید "مردم علاقه‌ای به دانستن ندارند و همین تیراژ کتاب را پایین می‌آورد. البته گاهی دیده می‌شود کتاب‌هایی معروف می‌شوند و تیراژشان خیلی بالا می‌رود، که این نشان‌دهنده میزان مطالعه و بازار واقعی نیست". صدقیان معتقد است "نسل جدید دانسته‌هایش را در اینترنت پیدا می‌کند و احساس می‌کند نیازی به کتاب ندارد، در حالی که آن دانسته‌ها اطلاعات عمومی هستند و نه فرهنگ. با این وجود اما نباید نگران تیراژ کتاب بود، چرا که خوانندگان واقعی همچنان کتاب می‌خوانند".

عباس حق‌روستا –پخش سرزمین- که از توزیع‌کنندگان کتاب به شمار می‌رود با ناراحتی از وضعیت فروش کتاب یاد می‌کند. او می‌گوید "اگر دیده باشید اغذیه‌فروشی‌های مابین کتاب‌فروشی‌های انقلاب از خودِ کتابفروشی‌ها بسیار شلوغ‌ترند". حق‌روستا ادامه می‌دهد "پایین آمدن تیراژ کتاب، در وهله نخست به پائین‌آمدن مطالعه مرتبط است. افراد به دنبال چیزهایی هستند که آنی باشد و به یک نیاز آنی آن‌ها پاسخ دهد. جز کتاب‌های کاربردی‌ای مانند آشپزی، یوگا و... خرید کتاب‌هایی که به افزایش دانش مردم کمک می‌کند، بسیار کم شده است. پیش از استفاده مردم از تکنولوژی‌ها و اینترنت، خصوصا در زمستان، بازار کتاب خوب بود. به این دلیل که روز‌ها کوتاه بود و مردم پس از انجام کارهای روزمره‌اشان، شب‌ها در منزل کتاب می‌خواندند. اما همین کار امروزه تبدیل به تماشای ماهواره، فیس‌بوک و سایر شبکه‌های مجازی شده است".

یحیی ساسانی –مدیر نشر افکار- نیز با اشاره پایین آمدن تیراژ کتاب به مدد تکنولوژی‌های جدید گفته "این‌که امروز کتاب‌هایی با 300 نسخه هم منتشر می‌شود از ابعادی خوب است، اما این باید پیش‌تولید انتشار یک کتاب باشه، چرا که در غیر این‌صورت به صرفه نخواهد بود".

هرچند که ناشران و بسیاری از اقشار نگران تیراژ کتاب و نسبت به آینده کتاب نا امید هستند، اما برخی از اهالی فرهنگ نیز معتقدند کتاب‌خوانی در ایران چندان کاهش نیافته بلکه وضعیت آن با تغییر سبک زندگی افراد تغییرات زیادی کرده است. مصطفی قوانلو قاجار –مدیر سابق شبکه‌های اجتماعی در شهرکتاب سپید و مدیر صفحه مجازی کتابدونی در شبکه اینستاگرام- که تا کنون فعالیت‌های زیادی در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی داشته در گفتگو با فرارو معتقد است "هرچند گفته می‌شود تیراژ کتاب پایین آمده و ما به نسبت کشورهای توسعه‌یافته تیراژ بسیار پایینی داریم اما این را نیز نباید از نظر دور داشت که تنوع در کتاب بسیار بالا رفته که منجر به رقابت میان کتاب‌ها شده و قائدتا این رقابت تیراژ کتاب را کاهش خواهد داد".

ناشران هم در پایین آمدن مطالعه نقش دارند

قوانلو قاجار گفت: ما نباید قضاوتمان درباره میزان کتاب‌خوانی مردم را بر میزان تیراژ بنا کنیم. چرا که ما آمار دقیقی از میزان مطالعه مردم نداریم و هیچ پژوهشی در این‌باره انجام نشده که قضاوت ما در این‌باره قضاوتی صحیح باشد.

وی همچنین ضمن اشاره به پایین آمدن کیفیت کتاب‌ها و چاپ‌های متعدد از یک کتاب در ایران که منجر به خراب شدن بازار نشر می‌شوند اظهار کرد: متاسفانه ناشران نتوانسته‌اند این تنوع زیاد کتاب را به سمت خوبی ببرند و بلکه برعکس این تنوع منجر به کم کیفیتی کتاب‌ها شده است. خانم مهشید میرمعزی –مترجم- نیز به این امر اشاره کرده که چرا باید ناشران مجدد به سراغ چاپ کتاب‌هایی بروند که ترجمه خوب آن‌ها در بازار وجود دارد؟ برای مثال کتاب‌های خالد حسینی در ایران‌ها با ترجمه‌های مختلف منتشر شده، در حالی که ترجمه‌های خوبی از آن وجود داشته‌ است. ناشران باید به‌جای اینکار به سراغ ترجمه‌های جدید و البته با کیفیت بروند و تنها به فکر سودآوری نباشند. البته در این میان موضوع کپی رایت هم اهمیت دارد، چرا که خیلی وقت‌ها اجازه انتشاره یک کتاب داده نمیشود.

بالابردن مطالعه به مدد شبکه‌های مجازی

مصطفی قوانلو در ادامه درباره تاثیر شبکه‌های مجازی بر بالارفتن میزان مطالعه مردم گفت: فعالیت در شبکه‌های مجازی به‌دلیل کاربران زیاد آن‌ها خیلی می‌تواند در کتاب‌خوان کردن مردم موثر باشد. هرچند بسیاری از ناشران معتقدند این فضاها از میزان کتاب‌خوانی مردم کاسته، اما آن‌ها این را نیز باید بدانند که با فعالیت در این فضاها می‌تواند به شیوه‌ای نوین مردم را به کتاب علاقه‌مند کرد.

او در ادامه داد: در صفحه کتابدونی در اینستاگرام تلاش بر این بود تا کتاب‌ها و به خصوص کتاب‌های خوب با ناشران مهجور دیده شوند. برای اینکار از مردم خواستیم تا عکس کتاب‌هایی که می‌خوانند را در زندگی روزمره‌اشان ثبت کنند و برایمان بفرستند. هدف از این‌کار این بود که بگوییم کتاب باید در زندگی روزمره جای خود را باز کند و نباید یک چیز تزیینی باشد.

این فعال رسانه‌ای همچنین با انتقاد از دانلود کتاب در فضای مجازی تصریح کرد: شبکه‌های اجتماعی در حوزه برندسازی کتاب نقش مهم و برجسته‌ای دارند و کمک می کنند تا نام کتاب‌ها و نویسندگان به خوبی دیده شود، اما نکته منفی که به صنعت نشر ضربه‌های مهلکی وارد می‌کند و باعث می‌شود تا ناشران سودآوری مناسبی نداشته باشند، موضوع دانلود غیرقانونی کتاب است. به بیان دیگر مخاطب در صفحاتی مانند کتابدونی با نام کتاب های پرفروش و تازه آشنا می شود، اما در گروه‌های تلگرامی و در اینترنت به دنبال پی‌دی‌اف کتاب می‌گردد و آن را دانلود می‌کند.در حالی که سعی ما این است که در شبکه های اجتماعی، به دانلود غیرقانونی کتاب "نه" بگوییم و کاری کنیم که مخاطبان به جای دانلود غیرقانونی کتاب و ضرر زدن به ناشر، به خرید کتاب الکترونیکی از اپلیکیشن‌های کتابخوان مانند فیدیبو روی آورند.

قاجار در انتها گفت: این دست اقدامات باید از طرف خود ناشران نیز انجام بگیرد و آن‌ها نباید از فضاهای مجازی دور بمانند. متاسفانه ناشران کمک چندانی به این داستان نمی‌کنند، آن‌ها می‌توانند کتاب‌هایشان را برای مدیران این صفحات ارسال کنند تا معرفی شود. در این صورت می‌توان امیدوار بود فردی که زمان زیادی را در شبکه‌مجازی می‌گذراند با دیدن عکس کتاب و خواندن بخشی از آن اگر روزی خواست کتابی بخرد و یا در اگر در کتابفروشی بود به یاد آن کتاب بیفتد و آن را خریداری کند.

نام پژوهشگر : امیر صفری

تهیه شده در:

پژوهشگاه کلام زنده پژوهشکده مقالات

برای آگاه شدن از دیگر نظرات در باره ی این اثر، ادامه ی مطلب را مطالعه کنید.

همچنین از شما دعوت می شود در صورت مطالعه ی این اثر در نقد و بررسی مشارکت کنید یا جمله ها و پارگراف های که برای شما اثر گذار بوده است را با دیگران سهیم شوید.

کلمات: پژوهشگاه کلام زنده , پژوهشکده پژوهش هنر, کتاب ، کتابخوانی ، بازار نشر ، مطالعه ، تیراژ کتاب