نقش ارتباط والدین در تربیت کودک

img father mother

کودکان ما آن‌گونه می‌شوند که ما هستیم، نه آن‌گونه که دلمان می‌خواهد بشوند این جمله نشان می‌دهد که کودکان به ویژه در سنین کودکی که ذهنی تحلیل‌گر ندارند چه میزان بر دیدنی‌های خویش استوارند و به چه مقدار آنچه را که می‌بینند ثبت و ضبط می‌کنند.

                                                                                               

این روزها در جامعه‌ی کنونی و با بالارفتن سطح آگاهی و روانشناختی جامعه، اغلب پدر و مادرها می‌دانند که امنیت روحی و عاطفی کودک نقشی تعیین کننده در شخصیت و رشد او دارد.

ارتباط والدین با هم، گرمی و احترام و عشقی که به این روابط حکم‌فرماست، اصلی‌ترین محور تأمین‌کننده‌ سلامت روانی کودک است.

می‌دانیم که عدم تفاهم و دعواهای شبانه‌روزی به چه میزان کودکان را گوشه‌گیر، افسرده، پرخاشگر می‌کند و اعتماد به نفس را از آنها می‌گیرد و تأثیر این روابط تشنج‌آمیز گاه از طلاق بیشتر است و در عوض، روابط عاشقانه و احترام بین والدین چقدر می‌تواند کودک را مهربان و قدرشناس بار آورد.

نقش پدر در تربیت فرزند

کودک در مسیر رشد از افرادبسیاری اثر می‌پذیرد و تحت تأثیر دیده ها و شنیده های بسیاری قرار می گیرد. همة آنهایی که در اطراف او هستند و به نحوی در او اثرگذارند مدل و الگوی کودک‌اند. پدر از همه‌ آنها مهم تر و مؤثرتر است و این اهمیت و تأثیر تا سنین نوجوانی هم چنان ادامه دارد.

»رفتار پدر برای فرزند خردسال همه چیز است؛ درس است، اخلاق است، تربیت است، سازندگی یا ویرانگری است. طفل در سنین خردسالی همه چیز را از او کسب می کند. محبت، شفقت، وفاداری، خلوص و صفا، رشادت، شهامت، ادب و تواضع، عزت نفس، سجایای اخلاقی، درستکاری، پشتکار، سربلندی، شرافت، صداقت، را از او فرا می گیرد.

این امر از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند تو اول کودک خود را به من بنمای، تا بگویم تو که هستی.

نحوه استدلال پدر، به کارگیری وسایل و ابزار، کینه توزی و خود خواهی او… همه در کودک نقش دارد. بر این اساس پدران در برابر رفتار شخصی خود مسئولاند. هر آنچه را که می یابند به فرزندان یاد می دهند. افکار و رفتار او را بر این اساس جهت می دهند، موجبات رشد و یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم می آورند

 با این حجم و عمقی که رفتار پدر بر کودک دارد، می‌توان به تأثیر رفتار پدر با مادر، بر روی روح و روان فرزند، پی برد. احترام پدر، احترام می‌آفریند، عشق او، اعتماد به نفس، قدردانی‌اش، قدردانی و … کودکان آیینه‌ تمام نمای رفتار ما هستند.

نقش مادر در تربیت فرزند

کودکان به هنگامی که در خانه تنها می شوند ادای زندگانی پدر و مادر را در می آورند. و این خود صحنه ای تماشایی است. حتی گفته شده که اگر می‌خواهید نقاط قوت و ضعف ارتباط درون خانواده‌ای خود را ببینید به بازی‌ و نقاشی کودکانتان توجه کنید. در این میان مادر می تواند با رفتار خود، امانت، صداقت، وفای به عهد، حقجویی، حقدوستی، و… را در کودک احیا کند و یا آنها را بمیراند. مادر می تواند زمینه را برای هدایت فطری طفل فراهم سازد و یا موجب انحرافش از صراط مستقیم گردد. درجنبۀ عاطفی نیز مادران تأثیر بسیاری به روی کودکان دارند. اگر مادری دچار ترس باشد نمی تواند کودک شجاع بپروراند.

تأثیر تفاهم والدین در تربیت کودک

تفاهم والدین در تمام صحنه‌‌های زندگی، موجب استحکام پایه‌‌های خانواده می‌‌گردد. به ویژه با تفاهم با همدیگر علاوه بر اینکه کانون زندگی را گرم‌‌تر نموده‌‌اند، ‌فرزندان چنین خانواده نیز، ‌از سلامتی کامل‌‌تر و شخصیت واقعی برخوردار می‌‌گردد. امام معصوم (ع) می‌‌فرماید:«بهترین زنان شما زنی است که هرگاه همسرش خشمناک گردد ومورد غضب وی قرار گیرد و یا این که برهمسرش غضبی کرد، به او بگوید: دست من در دست تو و تسلیم محض تو هستم

رسول خدا(ص)‌ می‌‌فرماید: «برادرم جبرئیل به من خبر می‌‌داده و همواره سفارش زنان را می‌‌نمود، تا آنجا که من گمان کردم، برای شوهر جایز نیست که به زنش اُف بگوید… شما زنان را به عنوان امانت خدایی گرفته اید

امیر المؤمنین (ع) می‌‌فرماید: زنان امانت خدا نزد شما هستند، به ایشان زیان نرسانید و بر ایشان سخت مگیرید

همه‌ این توصیه‌ها تنها ناظر بر اهمیت برقراری روابط سالم بر ارتباط میان زن و شوهر نیست، بلکه به تأثیر سلامت این ارتباط بر کودکان نیز اشاره دارد.

احترام گفتاری

شایع‌ترین و ساده‌ترین و صدالبته مهم‌ترین نوع مناسبات انسانی، ارتباط کلامی و گفتاریست. خوب گفتن و خوبی‌ها را گفتن، شرط است. داشتن لحن مودبانه و احترام‌آمیز ناظر به خوب گفتن است و داشتن محتوای ارزشمند و مفید علمی، فکری، دینی و … ناظر به گفتن خوبی‌ها و این دو تأثیری شگرف در رشد شخصیت و ادب کودک دارد و از او فردی قدرشناس و محترم می‌سازد.

احترام شنیداری

«خوب شنیدن» مهارت است، هنر است. نشان دادن توجه و دقت به صحبت‌های طرف مقابل باعث ایجاد اعتماد به‌نفس و احترام و محبت در آن‌ها می‌شود. خوب شنیدن روشی کارآمد در ارتباطات انسانی، خاصه ارتباط میان همسران است. زیرا خوب شنیدن نشان‌دهنده‌ی میزان اهمیت و احترامی‌ست که طرفین برای هم قائلند و البته فراموش نکنید که کودکان ما روابط ما را به خوبی رصد می‌کنند.

تفاهم در نحوه‌ تربیت کودک

«حتی در بهترین ازدواج ها نیز امکان دارد که زن و مرد بر سر تربیت بچه ها و شناساندن خوب و بد به آنها با یکدیگر به اختلاف نظر برسند. اما سوال اینجاست که آیا پدران و مادران می دانند که وقتی در رابطه با تعلیم و تربیت فرزندان اختلاف نظر دارند، چه باید بکنند؟ و چگونه عمل کنند؟

دکتر «راس پیترز»، یکی از برجسته ترین روانشناسان بالینی در این باره که چطور می توان این اختلافات را به توافق تبدیل کرد، می گوید: از همان قدیم الایام هم بر سر تربیت بچه ها در خانواده ها مشکل وجود داشته است. این مشکلات معمولا ترکیبی است از اینکه کدامیک از والدین ابتدا کودک را حین ارتکاب جرم دیده است، هر کدام از والدین تا چه میزان با رفتارهای ناشایست فرزندانشان عصبانی می شوند، خلق و خو و میزان تحمل ناکامی در پدر و مادر متفاوت است، کدامیک از والدین زمان بیشتری را در روز با کودک می گذراند و در آخر کدامیک از والدین از اینکه نتوانسته است زمان بیشتری را صرف کودک خود کند احساس گناه می کند

می‌بایست از ابتدا درک، تفاهم، اصول پایه‌ای را در خود پرورش داد تا در چنین مواقعی به کمک انسان بیاید. یادتان باشد که اختلاف و عدم توافق با همسرتان سر تربیت و تادیب فرزندانتان مسئله ای کاملا طبیعی و غیرقابل اجتناب است. این اختلاف به این معنی نیست که شما والدینی ناسازگار هستید و با یکدیگر تفاهم ندارید. اجازه ندهید که این عدم توافق برایتان تبدیل به مشکل بزرگی شود. بحث و گفتگوی مناسب در مقابل کودکان می تواند تجربه تکاملی خوبی برای آن ها باشد. اشکالی ندارد اگر فرزندتان شما را در حال بحث، مخالفت و حل و فصل موضوعی ببینند. در واقع اگر این بحث ها به طریقی صحیح انجام گیرد، درس زندگی فوق العاده ای برای آن ها خواهد بود

تأثیر نزاع والدین بر کودکان

نزاع و اختلا‌ف والدین بر روی خصایص روانی کودک اثر نامطلوب می‌گذارد و چنانچه این ارتباط خصمانه باشد، زمینه‌های فراوانی را برای تخریب زندگی کودکانه فرزند فراهم کرده، آرامش و امنیت را از زندگی او سلب می‌کند. اختلا‌فات والدین، شدت و تداوم آن موجب ناامنی اضطراب آور و صدمه به احساسات و عواطف کودکان شده و زمینه را برای ارتکاب به بزهکاری فرزندان فراهم می‌کند .

اگر محیط خانوادگی دوستانه نباشد، کودکان مخصوصا دخترها در مواقع حساس که دچار بحران‌های روحی می‌شوند، دیگر نمی‌توانند مشکلا‌ت خود را با خانواده در میان بگذارند و از اینجاست که گرایش به بزهکاری از همان سنین کودکی آغاز می‌شود.

«جوزف هوپر، پژوهشگر مسایل خانواده معتقد است زمانی بقای یک زندگی خانوادگی برای کودک مفید است که درگیری‌ها و مشکلا‌ت اعتقادی و سلیقه‌ای والدین محسوس نباشد، زیرا در غیر این صورت دوام یک زندگی نه تنها به سود کودک نیست بلکه باعث تشدید تشویق‌های ذهنی و مشکلا‌ت روحی‌او می‌شود.

زمانی که در یک خانواده پدر و مادر بر سر کوچکترین مسایل جلوی چشم کودکان خود با هم مشاجره کرده و اوضاع خانواده را متشنج می‌کنند این کار آنها به مرور زمان آثار سو و منفی خود را بر کودکان به جا می‌گذارد. از اولین نشانه‌‌های آن بی‌احترامی‌به والدین است که به مرور زمان این مسئله در ابعاد بزرگتر و در سطح جامعه به اشکال متفاوت ظاهر می‌شود .

کودکی که ناظر مشاجره پدر و مادر است دچار مشکلا‌ت رفتاری مانند پرخاشگری می‌شود. این را هم بدانید که آثار مخرب مشاجرات سخت و جدی والدین حتی از تاثیرات طلا‌ق نیز طولا‌نی‌تر است. از سوی دیگر نتایج یک پژوهش دانشگاهی نشان داده آن دسته از مردان و زنانی که در دوران کودکی خود، شاهد مشاجره والدین و یا قربانی آزار آنها بوده‌اند در آینده نیز اینگونه رفتارها را با همسر خود بکار می‌برند. زیرا فرزندان به صورت غیرارادی و با مشاهده رفتار الگوهایشان یعنی والدین به تکرار چنین رفتارهایی می‌پردازند

روانشناسان خانواده و علمای تعلیم و تربیت  به والدین توصیه می‌کند تا در شرایط خوبی اقدام به ازدواج کنند. زن و شوهر قبل از ازدواج باید منشا اختلا‌فات را شناسایی و نسبت به رفع آن اقدام کنند و فلسفه ازدواج و زندگی مشترک را بدانند. پدر و مادر وظیفه دارند اول خود را بشناسند و بعد از آن اطلا‌عات لا‌زم را برای بچه دار شدن به دست آورند و بعد با نیت قبلی و به جا آوردن دو رکعت نماز شکر اقدام به بچه‌دار شدن کنند.

 


img telegram join2