تنهايی: ويرانگر جسم و ذهن

img tanhaei

فروم-رايشمن، روانشناس آلمانی، معتقد بود هيچ بيماری آنقدر مريض نيست که به واسطه اعتماد و صميميت شفا پيدا نکند. او به اين نتيجه رسيد که “تنهايی” در محور همه بيماری‌های روانی جای دارد؛ فرد تنها در آستانه ترسناک ترين چشم انداز جهان ايستاده است. شبح غريب تنهايی ما را لمس می کند اما از آن طفره می رويم و در نتيجه احساس گناه می کنيم.

 

منظور از تنهايی جدا بودن از جمع نيست،منظور نداشتن دوست يا شريک زندگی و يا دور بودن از اجتماع نيست، چه بسا افرادی همچون برخی هنرمندان که بيشتر عمرشان را به دور از ديگران می گذرانند اما احساس تنهايی نمی کنند تعريف تنهايی “فقدان صميميت” است، تنهايی يک تجربه ذهنی و درونی است، و نه شرايط عينی و بيرونی. يک بخش کليدی احساس تنهايی، احساس طرد شدگی است. تنهايی فرد را دمدمی مزاج، عصبانی، شکاک به خود، بدبين، خجالتی و حساس به انتقاد می کند.

 

پژوهش های جديد در حوزه سايکوبيولوژی نشان داده است که تنهايی مزمن، سيگنال های هورمونی گمراه کننده اي ارسال می کند که منجر به تغيير ژن های مرتبط با رفتار می شوند و به عملکرد ساير سيستم ها نيز آسيب می زنند. تنهايی يک ريسک فاکتور برای انواع بيماری ها و حتی مرگ محسوب می شود. بيماری هايی مثل آلزايمر، چاقی، ديابت، فشار خون، بيماری های قلبی، بيماری های تخريب کننده سيستم عصبی، و حتی سرطان با تنهايی تشديد می شوند. امروزه تنهايی يک بحران سلامت اجتماعی محسوب می شود.

 

آزمايش های مختلفی بر روی بخش هايی از مغز که در احساس تنهايی و طرد شدگی نقش دارند انجام شده و تا حد زيادی عملکرد سيستم های عصبی مغز درگير در احساس تنهايی روشن شده است. همچنين نقش ژنتيک در احساس تنهايی نيز در پژوهش های طولی که بر روی دوقلوها انجام گرفته بررسی و تأييد شده است. گرايش به تنهايی با سبک دلبستگی افراد نيز مرتبط است، محروميت از توجه والد قابل اعتماد و محبت کننده، اگر بعداً به گونه اي جبران نشود، در باقی زندگی فرد را به سمت تنهايی هدايت می کند.

 

شيوع تنهايی در سنين مختلف تفاوت دارد و افراد خيلی مسن بيشتر در معرض خطر تنهايی هستند اما پژوهش های اخير نشان داده است که نسبت به دهه گذشته سن تنهايی در افراد جامعه بسيار پايين تر آمده است.

با توجه به اثرات مخرب تنهايی بر سلامت جسمی و روانی افراد جامعه، لازم است که متخصصان سلامت روان توجه بيشتری به اين حوزه نشان دهند و بخصوص از آنجايی که نحوه تربيت فرزندان در خانواده اهميت زيادی در پيشگيری از تنهايی و در نتيجه اثرات منفی آن دارد، توجه بيشتر متخصصان سلامت و نيز مسئولين و سياست گزاران کلان بخش سلامت به اين حوزه اهميت بيشتری پيدا می کند.

 

متن فوق خلاصه کوتاهی از مقاله “The lethality of loneliness: We now know how it can ravage our body and brain” به قلم جوديت شولويتز است که ماه می ۲۰۱۳ در مجله “The new republic” منتشر شده است.