اسماعیل توکلی

بن مایه های رفتاری و شخصیتی در آثار اسماعیل توکل،هنرمند خودآموخته و جهانی ایرانEsmaeil

در دنیا هنرمندانی وجود دارند که در مدرسه یا دانشگاه درس هنر نخوانده اند .بعضی از آنها به هیچ عنوان درس نخوانده اند ،اما این هنرمندان کارهایی آفریده اند که بسیار نوجویانه است. زمانی که هنرمند نام‏آور پرویز تناولى حدود دهه ۴۰ نتوانست با مسؤلین هنری کار کند راهى آمریکا شد و پس از اقامت چند سال به ایران‏بازگشت. ارمغانى که با خود آورد ، ساختن‏کوره‏هاى سرامیک و برنزریزى بود که براى اولین بار در ایران آغاز شد .او این فرآیند را با حمایت بنیاد(ABBY Grey)  سازمان دهی کرد و دانشجویان دانشکده‏هنرهاى زیبا با نظارت تناولى از کوره‏ها بر ای ساخت کارهاى خود استفاده می­کردند.

شخصى که‏دربان این کارگاه بود مش اسماعیل نام داشت آنطوری که خود تناولى بارها گفته است عشق،علاقه و پشتکاریکه این دربان داشت بمراتب بیشتر از دانشجویان بود .

مش اسماعیل گه گاهى از تناولى خواهش می­کرد که در کوره سرامیک سازیى کار او را هم‏یعنى مجسمه کوچکى که ساخته بود با کارهایى دانشجویان در کوره بگذارد البته تناولى باخوش رویى می­پذیرفت ،این کار بارها تکرار شد و مش اسماعیل توانست با کارهاى ابتکاریى‏خود اثرهایى هنریى در سطح خود بیافریند. اسماعیل توکل (مش اسماعیل) آرام نداشت صبح‏زود خارج از وظایف دربانى کارگاه مجسمه‏سازى دانشکده هنرهایى زیبا و شب‏ها خارج از رعایت وقت ادارى با عشق و علاقه کارهاى فکر ـ کارى شاگردان دانشکده بخصوصى تناولى را مورد بررسى قرار می­داد و از دید خود کارهایی با روش ویژه مى‏آفرید. آنچه جالب است.هیچ تقلید، اقتباس یا رونوشتی از کارهایى دیگران در کارهایش دیده نمی­شد.

ولى تعجب اینجاست که وقتى خانم گریى از آمریکا آمد که نمایشگاه را ببیند یا بازگشایی کند ضمن قدردانى از کارهاى دانشجویان تعدادى از کارهاى مش اسماعیل را خرید و به آمریکا برد.توفیق آثار اسماعیل توکل ادامه پیدا کرد و در دهه ۱۳۵۰ آثار او با استقبال روبرو شد. کارهای اسماییل توکل ،روز به روز بیشترمورد توجه عموم بویژه هنرمندان قرار می­گرفت ، با وجودی­که  او خودش را هنرمند نمی­دانست آثارش در نمایشگاههاى ایتالیا ـ آلمان ـ انگلیس ـ بلژیک و ترکیه رسوخ کرد. درایران مطبوعات درباره او غوغا کردند و در هر مجله و روزنامه‏ایى از او، از صداقت، از سادگى، وبى‏آلایشى او صحبت می­شد. آثار مش اسماعیل در نمایشگاه‏هاى متعدد گالرى‏هاى داخل کشور، گالرى‏هاى سیحون، لیو، خانه آفتاب، قندریز، مهرشاه، تهران، کلاسیک و. . . به نمایش درآمده است. از جمله آثار وى تندیس فلزى سه ایرانى که پرچم جمهورى اسلامى را به دوش دارند (نصب شده در پارک آل‏احمد) . وى بیش از صد و پنجاه اثر از خود به جاى گذاشته است. کاراهای مومی وی در کارگاه مجسمه دانشکده نگهداری می شوند….

حال پرسش این است که دلیل توجه جامعه ای از اهالی دنیای هنر،خواه از پدید آورندگان باشند،خواه منتقدان و البته رسانه های نوشتاری، به آثار او چیست؟چه چیزی موجب می­شود او هم­پای استادان هیات علمی به دانشجوها مجسمه ساختن بیاموزد؟

سواد دیداری و ارتباط با آثار برجسته هنری:

اسماعیل توکل به سواد نوشتاری باور نداشت او حتی پس از آشنایی با مجسمه­سازی ، به سمت آموختن سواد نوشتاری نرفت و عقیده داشت که بین‏خواندن و نوشتن و عمل کردن تفاوت فاحشى وجود دارد او ایمان داشت که کار و عمل او بر خواندن و نوشتن برتری دارد و می­گفت وقت براى خواندن و نوشتن ندارم چرا که آنقدرمشغول ورق زدن کتاب ها و مجله­های هنری براى آشنا کردن چشمم به تصاویر و عکسها هستم که‏فرصتى براى خواندن و نوشتن پیدا نمی­کنم و احتیاج هم ندارم اعتقاد او در این بود که‏اندوخته‏هایى ذهنى و ذخیره‏هایى فکریى می­تواند از طریق دیدن هم افزایش یابد. و همان کار خواندن و نوشتن را انجام می­دهد. او نگارخانه ذهنى خود را با نگاه به تصاویر پُر و لب‏ریز می­کرد و الهام­های او از راهی دیگر انجام می­گرفت زیرا او از قوانین هنریى و ویژگی های سبکی اطلاعى نداشت بنابراین برداشت او از هر تصویر متفاوت از یک دانشجو یا یک فارغ‌التحصیل یکى از دانشگاههای هنر بود.او ساختارهای هنری را با تجربه های دیداری در ذهن خود ثبت می­کرد.هر چیزی پیش از آنکه به نگارخانه ذهنی او وارد شود با آموخته های پیشین او یکپارچه می­شد.و ذهن او از انباشت داده­های بی استفاده دانشجوهای هنر خالی بود.شناخت عمیق دیداری و آگاهی از ساختارها از همین جاست که با یاری هنرمندان می­آید تا به  ساختار شکنی در دنیای هنر ­بپردازند.

بازنمود فرهنگ ایرانی در آثار او:

ارزش های ایرانی دستمایه شمار زیادی از آثار اسماعیل توکل هستند. یکی از آثارش مجسمه رستم و دیو سفیداست که در ورزشگاه آزادی تهران نصب شده است. او آثاری از این دست بسیار دارد،شیخ الحکمایی درباره تأثیر فرهنگ بر مجسمه‌های مش‌اسماعیل می­گوید: مجسمه‌های او تأثیرپذیری مستقیمی از فرهنگمان دارد، مثل مجسمه‌های «دیو و رستم» یا «درویش» و در دیگر کارهایش گاه واکنش او نسبت به مسائل اجتماعی را می‌بینیم، به طور مثال در مجسمه «زن آواره» که یادگار دوران جنگ و آوارگی است یا مجسمه‌هایی که از تظاهرات دوران انقلاب ساخته است. در کنار این مجسمه‌ها برخی از مجسمه‌های مش‌اسماعیل هم به همین اتفاقات روزمره می‌پردازد؛ مثل مجسمه «دوره گرد میوه فروش» یا «مرد ترکمن فرش‌فروش». در کل مجسمه‌های مش‌اسماعیل به همان سادگی اسمش، ساده و روان است. پرویز کلانتری در این مورد می­گوید: زمانی از او در مورد شاهکارش , مجسمه رستم و دیو سفید پرسیدم و گفتم این داستان را کجا شنیده ای ؟ او گفت : از نقال قهوه خانه محله مان . با اینکه بی سواد بود ولی ادبیات و شاهنامه را خوب می شناخت و در جهان او هر شناخته هایش دارای شکل ویژه خود بودند. کارهای او به هیچ عنوان کاملا فیگوراتیو نبود .این نکته همان سررشته نادیدنی ارتباطش با هنر قدیم ایران بود که مجسمه ها بیشتر یک فرم را نشان می دادند .به همین دلیل بود که او در جهان خود رستم را لاغر مى‏دید ، زن را در مجسمه‏هایى خود بدون هیچ امتیازى در مورد زن ‏بودن آنها تصویر می­کرد، آنها را چون یک انسان، بدون در نظر گرفتن فرم بدنى، ترسیم می­کرد وشکل می­داد.این رویکرد او برای بازنمود ارزش­های فرهنگی و هنری سرزمین خود همان چیزی بود که هنر پسامدرن غربی در جست­وجوی آن بود و به واکاوی آن در مشرق زمین می­­پرداخت زیرا دریافته بود هنر با زمینه­های فرهنگی و اجتماعی پیوندی ژرف دارد که در دنیای غرب دچار کسستگی شده است.

صلح با خویشتن:

او اعتقاداتى داشت و تا این درجه نخواست اعتقاداتش را عوض‏کند که حتى‏ عرق‏چین خود را نیز همیشه بر سر داشت،می­گفت من این هستم و آدم بى‏سوادى هستم، از من چیز دیگرى نخواهید من نه سخنران هستم‏ نه باسواد.چنین برداشتی از خود داشتن وآن را به جهان اعلام کردن نیازمند پذیرش بالاست،اسماعیل توکل آنقدر شهامت دارد که چیزهایی را که ندارد با صدای بلند بگوید و چیزهایی که جهان هستی به او می­بخشد فراتر از هر هنرمند دیگر است که در پوسته ای از مفاهیم فریبنده خودش و هنرش را پنهان می­کند.او در سادگی کودکانه بسر می­برد و به همیل دلیل است که در آثار او با یک دیدگاه زیبایی شناسانه ی ساده گزین روبرو می­شویم، درباره‏کارهایش مطالب زیادى نوشته‏اند ولى آنچه کمتر به آن توجه شده خلاقیت یک انسان ساده بااستفاده ساده گى و بدون وارد شدن در گرداب و امواج هنرهایى زمان است.

 

Esmaeil Tavakoli02

Esmaeil Tavakoli03

 

tavakoli1

 

 

 

گردآوری شده در پژوهشکده هنر کلام زنده:مریم بهرامی،سایه کیانی،محمدرضاملانوروزی

 

تهیه شده در:

پژوهشگاه کلام زنده پژوهشکده پژوهش هنر