مکتب هنری سقاخانه ای

Saghakhane 4

"سقاخانه"، محلی بود برای آب رسانی به مردم، که در بازارها یا خیابان های پر رفت و آمد که جهت یادبود و بزرگداشت حماسه ی کربلا بنا می شده است و هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران دیده می شود. یک یا تمام دیوارهای سقاخانه ها، کاشی کاری با تصاویری از واقعه ی کربلا بوده است.

سقا خانه در واقع نمادی است از رشادت های حضرت ابوالفضل العباس که در روز عاشورا به شهادت رسید، ایشان در واقعه کربلا پس از بسته شدن آب بر روی کاروان امام حسین مسئولیت آبرسانی و سیراب کردن خاندان نبوت را بر عهده داشتند و در نهایت هم بر سر همین وظیفه به شهادت رسیدند.

مکتب سقاخانه جریانی هنری بود که در دهه ی ۱۳۴۰ شمسی در ایران شکل گرفت. در بحبوحه ی مدرنیزیسیون و درگیری‌های سنت گرایان و مدرنیته در حالی که مکتب رایج در عرصه بین‌المللی، هنر مردمی یا پاپ آرت در حال عبور و انقضای دوره خود بود، عده‌ای از هنرمندان نوآور ایرانی، مکتب جدیدی را بنیان نهادند که تأثیر شگرفی بر تحولات هنر معاصر ایران و حتا نوآوری‌های عرصه خوشنویسی از خود باقی گذاشت، این مکتب یا جنبش هنری بعدها به‌نام مکتب سقاخانه شهرت یافت. نخستین بار کریم امامی در توصیف آثار حسین زنده رودی نام «سقاخانه» را به کار برد

.

 

این هنرمندان در جستجوی تعریف دوباره‌ای از زیبایی‌های ملی و سنتی برآمدند؛ و یا به بیانی دیگر این هنرمندان با عشق به زوایای فرهنگ ملی و نگاهی گسترده به فرهنگ جهانی به فکر افتادند که مکتبی ملی- بین‌المللی تأسیس نمایند و حتی شاید بدون تمهیدی اولیه و به صورتی طبیعی به سوی تأسیس مکتب فوق کشانده شدند رویکرد اینان به اشیاء و عناصر بصری محیط اطراف زندگی مردم که در سقاخانه و زیارتگاه‌ها و اماکن مذهبی وجود داشت، باعث شد که از این اشیاء در فضای معاصر تعریف مجددی به‌عمل آید و در سامان‌دهی تازه و بدیعی، به‌مکتبی جدید و قابل قبول و سرشار از نوآوری تبدیل شود.

در ایجاد مکتب سقاخانه باید به نقش"هنرکده ی هنرهای تزیینی" نیز اشاره کرد. این هنرکده در سال 1339 شمسی تأسیس شد و هدفش تربیت کارشناسانی در زمینه ی هنر، با نگاهی کاربردی. بیشتر مدرسین این هنرکده تحصیل کرده های دانشکده ی هنرهای تزیینی پاریس بودند. رشته های نقاشی تزیینی، هنرهای چاپی و نگارشی (گرافیک) ، پیکره سازی و معماری داخلی در هنرکده فعال بود. هنرمندانی که کم کم عضو این مکتب نقاشی شدند اغلب فارغ التحصیلان هنرکده ی تزیینی بودند که باعث شدند استفاده از انواع خط فارسی، عناصر تزیینی کاشی و قالی و نقش مایه های روستایی و عامیانه ، در نقاشی متداول گردد.

آغاز کار مکتب سقاخانه را می‌توان با کارهای حسین زنده‌رودی قلمداد نمود و در کنار آن به کسان دیگری نظیر، رضا مافی، منصور قندریز، مسعود عربشاهی، فرامرز پیلارام، صادق تبریزی و پرویز تناولی اشاره نمود. «برخی نیز ژازه طباطبایی و ناصر اویسی را نیز در گروه سقاخانه جای می‌دهند. شاید دلیل آن مطالعات این دو هنرمند در هنرهای عامیانه و تزیینی ایران باشد.

این هنرمندان، از سبک نقاشی قهوه خانه ای پیروی نکردند؛ بلکه از رمز و نماد و جنبه های نمادین مربوط به واقعه ی کربلا و مراسم مذهبی آن بهره گرفتند و می خواستند با استفاده از هنر عامیانه ی مردمی و مذهبی، ربطی میان هنر مدرن جهانی و هنرهای سنتی و محلی برقرار کنند. نقاشان مکتب سقاخانه، می خواستند از راه انطباق زیبایی شناسی نقاشی آبستره ی غربی بر سنت هنرهای کاربردی ایرانی اسلامی راهی به سوی هنر بومی باز کنند.

از این گروه، حسین زنده رودی و فرامرز پیلارآم از خط ایرانی و پرویز تناولی و منصور قندریز، از نقش های سنتی بهره جستند. کار این گروه در مجموع، به موفقیتی نسبی دست یافت چون هم محتوای آثار ایشان مدرن وتازه بود و هم به سنت و ریشه های فرهنگی توجه کرده بودند.

پرویز تناولی را نمی توان فقط هنرمند این مکتب محسوب کرد،زیرا او و حسین زنده رودی در شکل گیری مکتب سقاخانه نقش عمده ای داشتند.

سعی در ربط دادن هنر مدرن و نقوش سنتی، در آثار این نقاشان و به طور کلی هنرمندانی که به انجام آثار تجسمی می پرداختند، بسیار سطحی بود و نمی توانست تأثیر عمیقی بر مخاطب داشته باشد.«... هنرمندان نو گرا، غالباً اجرای آشنا و معروف سنت را به کار گرفته اند و معدود کسانی هستند که کوشیده اند به جوهر زیبایی شناسی آن نزدیک شوند. فی المثل، هنرمندانی که با درک جوهر زیبایی شناسی خوشنویسی سنتی، طرح نو در اندازند، اندک هستند» (پاکباز،1378، ص 19).

عمر مکتب سقاخانه چندان طولانی نبوده است، اما با این مکتب، زمینه ی بروز انواع گرایش های تزیینی هموار شد. رویین پاکباز در مقاله ای در کتاب "ایران و مدرنیته" به نوعی هدایت و حمایت از مکتب سقاخانه را به حکومت وقت منتسب می کند.«... این جریانی است که بیشتر از بالا هدایت می شود و به خصوص در بی ینال چهارم مورد تأیید داوران خارجی و ایرانی قرار می گیرد. کار اغلب این سنت گرایان نو ، خصلت توریست پسند دارد» (جهانبگلو، 1380،ص 147).

نقاشانی که به نام این گروه سقاخانه شهرت یافته اند، ارتباط کار گروهی و منسجمی با یکدیگر نداشتد و شباهت آثارشان در مدرن و ایرانی بودن آثارشان اتفاق افتاد و هرکدام از این هنرمندان به شکل جداگانه به تجربه می پرداختند که چندان مؤثر نبود

 

 

.

 

Saghakhane 1

 Saghakhane 2

Saghakhane 3

Saghakhane 4

Saghakhane 5

منبع: http://azadehsehat.blogfa.com/

 

نام پژوهشگر : کتایون واحدی



تهیه شده در:

پژوهشگاه کلام زندهپژوهشکده پژوهش هنر

برای آگاه شدن از دیگر نظرات در باره ی این اثر، ادامه ی مطلب را مطالعه کنید.

همچنین از شما دعوت می شود در صورت مطالعه ی این اثر در نقد و بررسی مشارکت کنید یا جمله ها و پارگراف های که برای شما اثر گذار بوده است را با دیگران سهیم شوید.