سفر به خود – نفیسه غفرانی

رسم,تو، بی خبری  از خویش ست

رسم, من  زندگی، با ساز, دل ست

رسم, تو  قاب و زمان، ساختن ست

رسم, من با نور، جاری شدن ست

باور, من اینست :

تا که در باغچهء احساسم

بذر, عشقی بکارم   آسمان، مهر ببارد

تا زمین،رخ بشوید گل,هستی، بروید

راز, هستی،اینست زندگی،در رقص ست

غصه ها می میرند با جهان،همراه شو

این جهان، آهنگ ست

پای, موسیقی, دلها بنشین

این صدا را بشنو و بساز، آهنگی

تا در آن، غم برقصد  اشک, شوقی بلغزد

سفری دور برو  بنواز آهنگت

و به تکرار بگو  رسم, من عاشقیو

رسم, من  زندگی ست

تا طلوع می خندد  تا نسیم،در راه ست

نگریزیم از خویش  پر بگیریم تا نور

تا رسیدن به خدا  تا خود, سبز, حضور

توضیح: تجربه ی دوره ی بودن و به پاس حضور،حمایت و بودن استاد عزیزم کورش عاشق

معرف: نفیسه غفرانی

 

تهیه شده در:

پژوهشگاه کلام زنده -    پژوهشکده شعر و آثار منظوم

 

موضوع: معنویت – انسان و زندگی – حال