سرنوشت - مهدی خرم

اى عشق اى ترانه روياى صادقانه

بامن بگو چه كردم با رسم اين زمانه

با من بگو چگونه ، تسليم سرنوشتم

با من بگو چه حاصل از اين همه بهانه

يكروز با تو گفتم سوداى دل خدايا

از دست روزگارم شكايتى نوشتم

فرياد زدم خدايا سهم من از جهانت

اين بود مهربانم ، آخر چرا چگونه

گفتى مرا خدايم با عشق بر تو آيم

كجا ديدى كه خالق ظالم به بنده گردد

تو خواستى اين مُلك من به تو هديه دادم

من چه كنم كه اين مُلك هزار قصه دارد

همراه من كه باشى خندان كنم لب تو

هر چند زهر قصه هزار غصه باشد

 

تهیه شده در:

پژوهشگاه کلام زنده -  پژوهشکده شعر و آثار منظوم

 

معرف: مهدی خرم

موضوع: انسان و زندگی