نوروز بمانید که ایام شمایید – پیرایه یغمایی

نوروز بمانید که ایّام شمایید! / آغاز شمایید و سرانجام شمایید!

آن صبح نخستین بهاری که ز شادی / می آورد از چلچله پیغام، شمایید!

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار / آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند / خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!

 

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟ / اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان / افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!

هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق، / هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!

امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست / در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است، / در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید

ایّام ز دیدار شمایند مبارک / نوروز بمانید که ایّام شمایید!

پژوهشگاه کلام زنده -  پژوهشکده شعر و آثار منظوم

پیشنهاد دهنده: احمد پرنیان پور