ستایش - علیرضا داوری

در بر چشمه نور،

در کنار خورشید،

بر فراز افلاک،

لابلای گل سرخ

 

زیر امواج کبود،

وقت بشکفتن گل ها، در ورق تازه ی گل

در نسیم خوش روز،

در دل تیره ی شب،

با دلی پر از امید،

عطر خوشبوی گلی،

من تو را می جویم،

من تو را می خواهم،

به تو سوگند که جز تو نبود یار مرا،

همدم و غمخوار مرا،

تو سراپای وجودی،

با سر پر از گناه،

من تو را می جویم،

لعبت والای منی،

روح منی، جان منی،

تو سراپای وجودی،

تو بزرگی نوری،

تو خداوند منی،

تو خداوند منی....

پژوهشگاه کلام زنده پژوهشکده شعر و آثار منظوم

 

پیشنهاددهنده: عطیه هادی زاده