آوای عشق - ندا نورانی درویش

آی ای آدمها

پای از حنجره عشق دگر بردارید

بگذارید غزل خوان باشد

تا به هر آهنگش

بیستون ها سازند

تا به هر یک نت او

نغمه ها افرازند

آی ای آدمها

لااقل حال که از عشق به جز زمزمه ای باقی نیست

دیگر اکنون که نفرت در دل ما جاریست

نگذارید که فرهاد ز جا برخیزد

او به کار عبث خویش خواهد خندید

اگر آوای خوش عشق نباشد در دل

دل هر کوه شکستن هنر انسان نیست

کار یک ماشین است

که دل کوه و کمر بشکافد

راه هموار کند

جاده ای را سازد

تا دوباره سفر آغاز شود

و دوباره چشمی

بوی باران گیرد

83/02/30

 

پژوهشگاه کلام زنده پژوهشکده شعر و آثار منظوم