جستجو - نسترن نوذری

می روم دور از همه در خلوت بیگانگی

می شوم گم در حصار خانه ی سرگشتگی

کو به کوی شهر گشتم با همه دلدادگی

آخرم غیر از خدای خود ندیدم همدمی

می روم در کنج عزلت تا بیابم روی او

گر گنه کردم هنوزم از تو دارم گوهری چون بندگی