صبح بودن - نسترن نوذری

صبح امروز که خورشید دمید

دختر شاد غزلخوان تنش

خستگی شب تاریک جهان را بزدود

همه ذرات جهان می گفتند

زنده باد آزادی.

          

صلح در هر تپش ثانیه ها جاری بود

شادی از گونه گل خنده به دل ها می ریخت

من چه سرخوش بودم

به غنای همه ی ثانیه ها

من خوشامد گفتم

رقص کنان

محو تماشا گشتم

 

پیشنهاد دهنده ی شعر: نسترن نوذری