دلگرمی - فروغ فرخزاد

یادمان باشد که به دل کوزه آب

که بدان سنگ شکست

بستی از روی محبت بزنیم

تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند

آبرویش نرود

یادمان باشد 

فردا حتما

ناز گل را بکشیم

حق به شب بو بدهیم

و نخندیم دگر به ترک های دل هر گلدان

و به انگشت نخی خواهیم بست

 

تا فراموش نگردد فردا

زندگی شیرین است

زندگی باید کرد

و بدانم که شبی خواهم رفت

و شبی هست که نباشد پس آن فردایی

 

پیشنهاد دهنده ی شعر: نسترن نوذری