سوال - نسترن رضوی

sher gol 9بعد از این 18 سال از خودم پرسیدم

کار ما چیست در این وقت و زمان ؟

خوردن حسرت ها ، دیدن منت ها ، غیبت و تهمت ها

شب به شب بر سر سجاده دعا

پس از آن ظلم ، بداندیشی و تزویر و ریا

به کجا مینگریم

متهم من هستم

من گمانم این است

راه را گم کردیم

ما شلوغش کردیم

مدعی ما هستیم

حکم صادر کردیم

عشق را دار زدیم

من خودم را دیدم

تو خودت را دیدی

خودمانی گویم

بی تفاوت هستیم

من دلم میخواهد

مردمانی باشیم

همه یکرنگ پر از یاد خدا

عشق در یک قدمی

زندگی با احساس

دوستی ها نزدیک

و خدا هست در این نزدیکی

باتو هستم ای دوست

زندگی کوتاه است

چشم برهم بزنی

آخر این راه است

پس از امروز بیا

جور دیگر باشیم

یا که بهتر باشیم

 

پیشنهاد دهنده: نسترن رضوی