حکیم ژاپنی

img dastan general

حکیم ژاپنی در صحرایی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود. مردی به او نزدیک شد و گفت مرا به شاگردی بپذیر!                                                                                                                                 

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن.

 

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.

 

حکیم گفت برو یک سال بعد بیا.

یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت کوتاهش کن.

مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.

حکیم نپذیرفت و گفت برو یک سال بعد بیا!

سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند.

مرد این بار گفت: نمی دانم و خواهش کرد پاسخ را بگوید.

 

حکیم خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد.

 
 

img telegram join2