دوزخ يعني چي؟

img dastan general

 شبلی از عارفان به نام بود که شاگردان زیادی داشت،وحتی مردم عامه هم مرید او بودندوآوازه اش همه جا پیچیده بود، روزی شبلی ناشناس به شهر دیگری می رود. (شبلى گردنه كوهستانى نزديك تبريز و دروازه ورودى تبريز قبلاً شاطر على گوجو گفته ميشد )

 

 

 شبلی به نانوایی مي رود و وتقاضاي قرصي نان مي كند. چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نمي دهد،

 وقتي شبلی رفت،مردی که شبلی را شناخته بود، به نانوا گفت این مرد را میشناسی،گفت نه

 گفت این شبلی بود

 نانوا گفت من از مریدان اویم،

 دوید دنبال شبلی،که آقا من میخوام با شما باشم،شاگرد شما باشم،شبلی قبول نکرد،نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را شام میدهم،شبلی قبول کرد،وقتی همه شام خوردند،نانوا گفت شبلی،من یه سوال دارم،

 گفت بپرس،

 گفت دوزخ يعني چي؟

 شبلی جواب داد دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا،یک نان به شبلی ندادی،ولی برای رضایت دل شبلی یک آبادی را شام دادی.