نیایش 27 شهریور

img niyayesh 960627

به سپيدى صبح كه چشم مى گشايم

و به سكوت كه گوش دلم را آرامشى پر مى كند

از خودم از حس خوب رُستن ها

تنم را گرم مى كند

آفتاب نرم زمستانى ات

و به خود مى كشاندم

هياهوى تكرارى شهر و غوغاى زندگى

هردم مرا پناه به توست

از سنگ حادثه

پرنده اى كوچكم ميان باران

به دست هايت سپرده ام

همه ى زندگى ام را به بوى دعا

هر بار هزاران بار

بريده ام از ترس هايم

دل به دريا سپرده هراس پارو

به آب انداخته بر قايقى دخيل بسته ام

دعاى باران مى خوانم

خدايا امروز زندگى ام را به خودم بسپار

سياهى ها كه باز مى آيند

ببينند قايقم پر از عشق

قايقم پر از شادى است

 

افسانه سلیمی

 {KomentoDisable}