مهدیه

سلام. همچون نطفه اي در أسطوره ها در ماه منسوب به ميهماني خدا در رحم كلام زنده  بسته شدم، نه ماه به عدد تكامل جنين همراهت آموختم ، جان داد و گرفتم.

و در زايشي از جنس تكنيك آفرينشت متولد شدم در سفر قهرماني از شيره ي جانت روحم را تغذيه كردي ، خردم را پرورش دادي، دستهاي ترسم را گرفتي و راه خدا رفتنم دادي گام به گام،،،، در عاشقي در كشتي ديدنم نشاندي ،،،،،،،،، و با درك عميق و مداواي جراحت هاي ذهني ام درمانم كردي، خلق شدم از دل تمام دردها و بيماري ها ،،،، خدا گونه گي ات ، در تمام مسير ميدرخشيد ،،،،،، و مرا پيوند دادي با درك لحظه به لحظه بودنم و آنچه آگاهي من نياز دارد براي رسيدن به خدا و آنچه آگاهي من اكنون ميگيرد،،،،، ثروتي و گنجي عظيم در برابرم پرده برداري كردي تا بدانم نياز آگاهي من براي سفرش به تعالي و خود اصلي اش چيست،،،، 

مدتهاست كه در انديشه ي سپاس از تو ام نتوانستم برابر خلقت و زايشت هديه اي تهيه كنم در خور مقام. فقط بدان بيداري ضمير الهي و تقدس انچه درونم نطفه بسته تا زمان زايشش به إندازه عشقي است كه با خدا داري. 

{KomentoDisable}