چگونه مى توانم از مفيد بودن دوره هاى كلام زنده براى خودم مطمئن شوم؟

 

دوره دیدن
سه روز حضوری + دو ماه مجازی (دوره پایه ای مهارتهای زندگی)
دوره براکا
سه روز حضوری + چهل روز مجازی (دوره حال خوب)
دوره های کوتاه مدت
دوره های یکروزه و نیمروزه کاربردی
دوره های تخصصی
دوره های دارای پیش نیاز (مخصوص دانشجویان براکا و دیدن)

آرمین (تجربیات گراف)

من تيزهوشان بودم و واقعا بهم ٧ سالش خوش گذشت ولى خب گاهى استرسهايى هم از طرف خانواده هم از طرف مدرسه وارد ميشد كه واقعا بى دليل بود.

يا يادم مياد كه چه استرسى روى من بود كه حتما تيزهوشان قبول شم اگر نميشدم احساس ميكردم اون زمان هيچ اپشن الترناتيوى براى زندگى نيست.

يا اصرار مادرم براى جهشى خوندن سوم ابتدايى هم الان از نظرم اصلا معقول نيست.

من از دوم ابتدايى رفتم چهارم ولى به چه قيمتى هم تابستونو اون سالو از دست دادم هم مهمتر از همه اينكه در مقطع ابتدايى سال به سال هيكل و قدها رشد ميكنه و يادمه سر كلاس چهارم كه رفتم احساس كوچولو بودن ميكردم نسبت به بقيه.

حالا با اين يك سال ادم كجا رو ميخواد بگيره من نميدونم! كل اين داستانها ولى خوش گذشت.قربانى بودن رو از اين نظر ميدونم كه اصلا استعدادهاى خودم رو تو دوران مدرسه كشف نكردم.

انگار كه همه رو كرده بودن تو چرخ گوشت كه يك شكلى دربيان بيرون.كل هدف از بازى مدرسه قبولى تو كنكور بود و به چيز ديگه اى اهميت داده نميشد.اين وسط هم اگر خوش ميگذشت به اين دليل بود كه خودمون سخت نميگرفتيم و اون همه انرژى رو به جاى اينكه صرف پرورش استعدادهامون كنيم رو صرف خرابكارى كردن تو مدرسه ميكرديم

منم با غربال شدن خود به خودى موافقم.

به نظرم اگر مبنا رو جهانى دوستانه قرار بديم در جامعه بشرى كنونى هيچ چيز مثل تكثرگرايى با حفظ حريم شهر به شهر امكان وجود جهانى دوستانه تر رو فراهم نميكنه.البته اين در سطحى هست كه اين گروه ها حول چه هدفى دور هم جمع ميشند.

اگر هدف يك لايف استايل يا مدل از بودن باشد قابل اجرا هست ولى از اونجايى كه هميشه اهدافى هم قابل تعريف هست كه اشخاص به خاطرش از بقاى خودشون هم صرف نظر ميكنند(براى مثال داعش يا حتى جنبشهاى آنارشيستيه پركتيكال) قدرت قانون براى ضمانت كردن حفظ حريم شهر به شهر زير سوال ميره و به نظر ميرسه تكثر گرايى پا از يك ايده آل هيچوقت فراتر نزاره. "