• 25 سال پژوهش و اجرای همایش
    مرکز کاربردی، پژوهشی کلام زنده

  • برگزاری بیش از 1350 دوره همایش
    مرکز کاربردی، پژوهشی کلام زنده
  • مرکز کاربردی، پژوهشی کلام زنده
    بالغ بر 65 هزار نفر هنرجو
  • مرکز کاربردی، پژوهشی کلام زنده
    مهارتهای زندگی و تحول فردی

آنچه درباره ما می گویند ...

ملیحه (تجربیات دیدن)

سلام ، ملیحه هستم ،مسافر کشتی ۴۲۸ بوشهر

میخوام حس خوبم رو باهاتون سهیم بشم ....

من و داداش کوچیکم خیلی باهم کنتاک بودیم و اصلن اصلا با هم خوب نبودیم

اصلا نمیتونستم حتی یک لحظه تحملش کنم اونم همینطور بود نسبت با هم

قهر نبودیم ولی اصلا با هم حرف نمیزدیم همیشه سعی میکردم جاهایی که هست من نباشم یکی از بزرگترین دلیلایی که من حتی خونه بابامینا نمیرفتم اون بود

چون بارها و بارها که من میرفتم اونجا از تو حیاط ما رو بیرون میکرد میگفت نمیخوام بیای اینجا چون میشینی پیش مومانی و بوبایی و ممکنه باهاشون حرف بزنی اصلا نمیخوام بیای و همیشه مارو بیرون میکرد

یعنی من از رفتن به خونه پدریم همیشه محروم بودم از رفتن به خونشون که هیچ اصلا نمیذاشت که من بابا و مامانم رو ببینم و اصلا فکرشم نمیکردم که بتونم یک روز اون رو ببخشم خیلی حرف تو دلم داشتم براش وای خدایا همه اندازه کل دنیا روم سنگینی میکرد

تا اینکه بعد از دوره فهمیدم.....و دیدم ...... و یاد گرفتم ....... ک چطوری برم و باهاش حرف بزنم .........

رفتم خونه بابامینا رفتم داخل تا دیدمش باهاش سلام کردم یک سلام خشک جوابم داد رفتم جلو دستش رو گرفتم گفتم سلام گفت سلام ولی من نشنیدم بیش از ۳۰ بار گفتم سلام تا بلاخره جوابش که از دلش اومد رو شنیدم من داشتم گریه میکردم او هم گریش گرفت .....گرفتمش تو بغلم اونم منو محکم کرفت .....‌ وای خدایا من فک میکردم محمد امین از سنگه چطور الان داره تو بغل من گریه میکنه .....

باهاش حرف زدم هر چیزی که نسبت بهش داشتم رو گفتم و اونم کم کم حرف اومد گفت من که تو کل دنیا فقط یک خواهر دارم چطوری تو فک میکردی من تو رو دوست ندارم اخه کو دیگه خواهر من ، من فقط تو رو دارم چقد حرف داشت برام .

من چقد حرف داشتم براش همه رو گفتم خالیه خالی شدم سبکه سبک شدم .حالا اینقدر باهم خوبیم تقریبا هر روز داره بهم زنگ میزنه تا قبل از این حتی شماره منو هم نداشت ولی الان هر روز بهم زنگ میزنه و میگه بیا خونمون دلمون برات تنگ شده

از روز شنبه تا الان من ۳ بار رفتم خونه بابا مینا اتفاقی که توی ۴ روز افتاده که من ۳ بار رفتم شاید ۴ سال طول میکشید ولی الان ایقد خوشحالم ایقد حال دلم خوبه ک اصلا قابل توصیف نیست ک بخوام تو کلمه ها دنبالش بگردم و بهتون بگم ......

همه ی این حال خوبم رو مدیون اساتیدم امیر منصور عزیزم صبای عشقم و مریم نازنینم هستم

و همچنین شما همسفرای شیرینم ک قوت قلب من بودین

سپاس

سپاس

و هزارن سپاس