• استادی بجای مهارت جدید
    دوره های کلام زنده

  • تمرین بجای بخاطر سپردن
    دوره های کلام زنده
  • دوره های کلام زنده
    طراحی راه حل بجای دریافت راه حل
  • دوره های کلام زنده
    مشاهده و کشف بجای آموزش و یادگیری

آنچه درباره ما می گویند ...

مریم

سلام دوستای گلم میخواستم تجربه م را با شما سهیم شم.

مدتی پیش با مدیر گروهم بحثم شد که البته چند وقتی بود که باهم مشگل داشتیم احساس میکنم فکر میکرد شاید جاش و بگیرم.

دعوتم کرد به اتاقش تا رسمن دعوا کنیم با لحن تند و بی ادبانه شروع به توهین کرد منم عصبانی شدم اما سعی کردم فرمول های دوره دیدن و یاداوری کنم.

بهش گفتم هردو عصبانی هستیم بهتره فردا صحبت کنیم که با آرامش بیشتر در مورد کار و وظایفمون برنامه ریزی کنیم فقط به فکر دور طلایی ولی غافل از اینکه دور تا دور اتاق دوربین هست و مدیرعامل کاملا مارو میبینه

پافشاری اون و آرامش من و...خلاصه گفت که پس از فردا نیایید سر کار منم گفتم باشه...

از دفتر اومدم بیرون حسم عالی بود مدیر عامل زنگ زد که چه اتفاقی بین شما و آقای.... افتاده .

اگه قبل بود شروع میکردم به گلگی اما گفتم ایشون فشار زیادی روشونه و ما تصمیم گرفتیم که من از خدمتتون مرخص شم.

در نهایت دو روز بعد از طرف مدیر عاملمون پیامی مبنی بر تشکر و قدردانی از رفتارم و دعوت به کار در دفتر دوستش با مزایای بهتر و پرداخت کامل حقوقم(وسط ماه بود) به دستم رسید.

دوستای گلم تو عمرم ایقدر از خودم راضی نبودم نمیدونم چطوری میشه از این معلمها نشکر کرد

شنیدم که بزرگا گفتن هرکس به من چیزی بیاموزه من و برده خود کرده            

خیر و برکت به زندگیتون بخشید

زیاد اهل حرف نیستم ولی خواستم تشکر کنم