• استادی بجای مهارت جدید
    دوره های کلام زنده

  • تمرین بجای بخاطر سپردن
    دوره های کلام زنده
  • دوره های کلام زنده
    طراحی راه حل بجای دریافت راه حل
  • دوره های کلام زنده
    مشاهده و کشف بجای آموزش و یادگیری

آنچه درباره ما می گویند ...

نگین

سهیم شدنم برای افسانه جون:

 

از ۲۳ بهمن ،شب تولد ۳۷۶ ای ها،بالشت من رنگ اشکهای شبانه م رو ندیده بود تا امشب...

 

امشب اما،اشک های من طعم گله و دلشکستگی نداشت،طعم شیرین رهایی و شکرگزاری بخاطر این رهایی رو داشت...امشب چاشنی اشک های شبانه من بدخواهی برای کسایی که دلمو به درد اوردن نبود؛دعا برای کسایی بود که به حس این لحظه من نیاز دارن....

 

شب دوم دوره ی خودم،شبی بود که چینی شکسته ی رابطه پدر و دختری بند زده شد...میگن چینی شکسته وقتی بند میخوره دیگه مث روز اول نمیشه؛راست میگن!ولی نگفتن چینی شکسته اگر درست و اصولی بند بخوره،اگر با عشق بی قید و شرط بند بخوره،اگر بخشش و آری به وجود و آری به نقش هایی که داره درست ایفا میشه چاشنیش باشه،این چینی شکسته ی بند خورده،از روز اولش هم قشنگ تر میشه!

 

دوره ی ۳۷۶ شیراز من رو به پدرم برگردوند،دوره ۳۸۲ بابام رو به من...هر دومون هر روز بند میزنیم این چینی شکسته شده رو و لذت میبریم از پیوند دوباره ش....هردومون با تمام وجود شکرگزار این فرصت دوباره ای هستیم که خدا بهمون داده!هردومون لحظه به لحظه دعا گوی کسایی هستیم که وسیله شدن تا این فرصت دوباره به ما داده بشه!